تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 679

مساهمون:

ص٦٧٩
حصول وثمر بخش است وهمين پندار موجب درازى آرزوهاى أو مىگردد ، امّا گاهى پيش از آن كه به اين آرزوها برسد نابود مىشود . وگاهى هم پس از تحمّل رنجهاى دراز پوچى وبطلان اين دلائل وخيالات بر أو آشكار مىگردد . يكى ديگر از زشتيهاى دنيا اين است كه هر كس در راه رسيدن به آن بكوشد وآن را دوست بدارد ، دنيا در باره أو بخل نمىورزد ، وراه رسيدن أو را به سر منزل نابودى آسان مىگرداند ، ووى را هدف تير مصيبتهاى شگرف ونابهنگام قرار مىدهد . ديگر اين كه هر كس به دنيا دست يابد ، دنيا بر أو چيره مىشود ، يعنى هر كس در اين جهان سلطنت وقدرتى پيدا كند دنيا بزودى بر أو غلبه يافته به هلاكتش مىرساند . صفات مذكور از قبيل اين كه دنيا آرزومندان خود را مىفريبد ، وهر جا غلبه يابند بر آنها چيره مىشود وبر دوستان خود رحم نمىكند كه همه از شؤون دشمنى حيله‌گر است ، استعاره‌اند ، وجه مناسبت اين است كه زندگى دنيا وشيفتگى ودلبستگى به آن ، ودولت وقوّت يافتن در آن همگى مستلزم نابودى در دنيا وآخرت است همچنان كه فريفته شدن به دشمن مكّارى كه دوستى هيچ كس را در دل ندارد وبر كسى اعتماد نمىكند موجب هلاكت ونابودى است . سپس تذكّر مىدهد كه شكر منعم واجب است ، وبايد از قصور خود در سپاس نعمتهاى خداوند به أو پناه برد ، وسوگند ياد مىكند كه نعمت از مردم گرفته نمىشود جز به سبب گناهانى كه مرتكب مىشوند ، واين سخن اشاره است به اين كه گناه ، موجب زوال نعمت ونزول عذاب وانتقام خداوند است ، زيرا اگر مردمى با وجود ارتكاب گناه ، مستحقّ افاضه نعمت وبخشش باشند ، سلب ومنع نعمت از اين مردم كه شايستگى وآمادگى آن را دارند عين ظلم است ، واين از خداوند كه فيّاض مطلق است محال است ، چنان كه فرموده است :
« وَما رَبُّكَ
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 679 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم