شبان ، آنها را به چراگاهى وبا خيز ، وبه آبشخورى بيمارىزا برده است ، آنها مانند دامهايى مىباشند كه پروار شده وبراي كارد آماده گشتهاند ونمىدانند در باره آنها چه ارادهاى دارند ، اگر به آنها احسان شود روز خود را روزگارى مىپندارند وسيرى را هدف زندگى خود مىشمارند ، به خدا سوگند اگر بخواهم مىتوانم هر كدام از شما را به آغاز وفرجام وهمگى أمور أو آگاه سازم ليكن بيم دارم به سبب من به پيامبر خدا ( ص ) كه درود خداوند بر أو وخاندانش باد كافر شويد .
آگاه باشيد من اين آگاهيها را به خواصّ أصحاب خود كه در باره آنها بيمى ندارم خواهم رسانيد ، سوگند به خدايى كه أو را به حقّ برانگيخت ، وأو را از ميان خلايق برگزيد ، جز به راستى سخن نمىگويم ، وپيامبر خدا ( ص ) همه اينها را به من آموخته ، ومحلّ نابودى كسى را كه نابود مىگردد وجاى رهايى آن كس را كه رستگار مىشود وفرجام امر خلافت را به من آگاهى داده است ، وچيزى باقي نگذاشته كه بر سرم بگذرد مگر اين كه به من گوشزد فرموده وخبر آن را به من رسانيده است .
اى مردم ! به خدا سوگند من شما را به انجام دادن طاعتي ترغيب نمىكنم مگر اين كه خود در به جاى آوردن آن بر شما پيشى مىگيرم ، واز ارتكاب گناهى منع نمىكنم جز اين كه پيش از شما از آن باز ايستم . »
[ شرح ]
( 36938 - 36909 ) خطاب امام ( ع ) عامّ وبه همگان است ، واين كه آنان را غافل خوانده براي اين است كه از سرنوشت آخرت خود ناآگاهند ، مراد از اين كه از آنها غفلت وفراموشى نيست اين است كه اعمال آنها در لوح محفوظ ثبت شده است ، اين كه مردم ترك كنندگانند ، يعنى طاعت وآنچه را بدان دستور داده شدهاند رها مىكنند ، معناى المأخوذ منهم اين است كه از عمر ودارايى دنياي آنها كاسته مىشود .
سپس در باره اين كه روى از خدا بر تافتهاند ، يعنى از فرمانبردارى أو روى گردانده وبه غير أو يعنى به زندگى اين جهان وزيب وزيور آن دل بستهاند هشدار مىدهد