تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 480

مساهمون:

ص٤٨٠

[ شرح ]

( 31756 - 31731 ) آغاز اين خطبه در بيان أحوال مردگان در روز رستاخيز وانتقال آنها به سر منزل آخرين است ، وآن يا بهشت است ويا دوزخ بديهي است براي هر يك از بهشت ودوزخ أهلي است كه محلّ خود را به جاى ديگر تبديل نمىكنند ، ولازم است كه مراد از أهل دوزخ كافران باشند تا آنچه فرموده كه اينها جاى خود را تبديل نمىكنند واز آن جا منتقل نمىشوند صحيح باشد ، زيرا درست است كه گنهكاران أهل قبله در دوزخ معذّب مىشوند ليكن در شرع ثابت است كه آنها در آتش مخلّد نشده واز آن جا منتقل مىشوند . ( 31780 - 31757 )

فرموده است : وإنّ الأمر بالمعروف والنّهى عن المنكر . . . تا من رزق .

اين گفتار در ترغيب مردم براي قيام به امر به معروف ونهى از منكر است ، وبيان مىكند كه اينها دو خلق از خلقهاى خداوندند . بايد دانست كه اطلاق واژه خلق بر خداوند استعاره است ، زيرا خلق ملكه‌اى نفساني است كه منشأ كارهاى خوب وبد انسان است ، وچون بارى تعالى منزّه از كيفيّت وهيأت است اين واژه به نحو حقيقت بر أو صادق نيست ليكن از آن جايى كه امر به معروف ونهى از منكر از اخلاق فاضله وشبيه صفات كمال وجلالي است كه براي خداوند اعتبار مىكنيم ، لذا براي آنها واژه اخلاق استعاره وبه خداوند نسبت داده شده است ، زيرا آنچه از خداوند صادر مىشود ، ومندرج در تحت صفات كمال وجلال اوست مشتمل بر امر به معروف ونهى از منكر وافعال خيرى است كه نظام جهان وبقاى آن بر آنها مبتنى است مانند حكمت وقدرت وجود ولطف وبىنيازى خداوند ، وهمه اينها از اخلاق فاضله كه منشأ افعال خير وشرّ است شناخته مىشوند ، از اين رو واژه اخلاق براي اينها استعاره واطلاق شده است . در باره اين كه امر به معروف ونهى از منكر مرگ را نزديك وروزى را كم نمىكنند ، بايد دانست كه بسيارى از نابخردان وسست نظران به سبب توهّم يكى از اين دو امر از امر به معروف ونهى از منكر خوددارى مىكنند بويژه نسبت به پادشاهان كه به همين سبب آنان را از ارتكاب منكرات نهى نمىكنند .