وقايع اخبار پخش مىكنند مىشنيد ، وزنان به أو گفتند كه على وفاطمه ( ع ) از اين پيشامد خوشحالند از اين رو قضيّه مهمّ شد وشدّت يافت ، سپس هنگامى كه آية قرآن بر براءت عايشه نازل شد وپيامبر خدا ( ص ) با أو آشتى كرد ، عايشه بر پاكى خود از اين تهمت ، زبان به افتخار ومباهات گشود ، وضمن آن همچون كسى كه پس از شكست پيروز شود ، وبعد از مغلوب شدن انتقام گيرد به زبان درازى ونارواگويى پرداخت ، واين سخنان نيز به گوش علىّ وفاطمه ( ع ) رسيد « 5 » .
انگيزه ديگر اين كينه ودشمنى اين بود كه پيامبر ( ص ) دستور فرمود كه در خانه أبى بكر كه به مسجد باز مىشد بسته شود ودر خانه دامادش علي ( ع ) به درون مسجد باز گردد .
علّت ديگر فرستادن پيامبر ( ص ) علي ( ع ) را به همراه سوره برائت به مكّه است كه پيامبر ( ص ) آن را از أبو بكر گرفت وبه علي ( ع ) داد تا اين مأموريّت را أو به انجام برساند .
علل وأسباب جزيى ديگرى نيز در پيدايش اين كينه ودشمنى وجود داشته كه قراين أحوال به آنها گواهى مىدهد ودر خور گفتن نيست ، وبالآخرة اين أمور همه از اسبابى است كه دشمنيها را برمىانگيزد وكينهها را در دل مستحكم مىسازد .
( 31665 - 31655 )
فرموده است : ولو دعيت . . . تا آخر .
اين گفتار حقّ ودرست است ، زيرا انگيزهاى كه عايشه براي كارهاى خود در قبال آن حضرت داشت در برابر ديگران نداشت .
هامش
( 5 ) چنان كه شارح خود اشاره كرده ، آنچه در باره علل كينه ودشمنى عايشه در اين جا آورده نقل سخنان ديگران است ، وشارح معتزلي ابن أبي الحديد پس از بيان اينها به احترام فوق العادهاى كه رسول أكرم ( ص ) نسبت به فاطمه ( ع ) ابراز مىداشت اشاره ومىگويد : پيامبر خدا ( ص ) در حضور عام وخاصّ نه يك بار بلكه بارها ونه در يك جا بلكه در جاهاى مختلف فرمود : « فاطمه سرور وسيّده زنان جهانيان است ، همتاى مريم دختر عمران است ، هر كس أو را بيازارد مرا آزرده وهر كس أو را به خشم آورد مرا به خشم آورده ، وأو پاره تن من است » واين سخنان وأمثال آن بر كينه عايشه مىافزود ( رجوع شود به شرح ابن أبي الحديد جلد 9 ص 192 إلى ص 195 ) ( مترجم ) .