تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 465

مساهمون:

ص٤٦٥
( 31316 - 31309 ) 1 - أوصاف از بيان كنه معرفت أو درمانده است ، زيرا ذات بارى تعالى منزّه از هر گونه تركيب است وعقل به هيچ روى نمىتواند حقيقت أو را ادراك وتوصيف كند ، وما پيش از اين مكرّر در اين باره سخن گفته‌ايم . ( 31327 - 31317 ) 2 - عظمت أو خردها را از رسيدن به منتهاى سلطنت وملكوت وى باز داشته است ، واين آشكار است براي اين كه ادراك حقايق اشيا منوط به درك حقيقت علل آنهاست ، وچون عظمت وبلندى مقام أو عقلها را از شناخت كنه ذاتش باز داشته است ، عقل نمىتواند راهى براي شناخت منتهاى قدرت وملكوت أو بيابد ، وآنچه را نظام وجود عالي وسافل بر آن قرار دارد ، آن چنان كه هست بشناسد . 3 - اين كه أو هويّت مطلق است ، زيرا اوست كه هويّتش موقوف بر هويّت غير نيست واز ديگرى گرفته نشده است ، زيرا هر چه هويّتش از ديگرى اخذ شده باشد اثبات وجود أو مقيّد به اثبات وجود غير اوست ودر اين صورت أو هويّت مطلق نخواهد بود ، وهر چه هويّتش قائم به ذات خويش باشد ، خواه ديگرى اعتبار شود يا نشود أو همان اوست ، ليكن هر ممكنى وجودش از غير خود اوست وهر چه وجودش از غير باشد ويژگيها وتعيّنات وجودش نيز از غير خود اوست ، واين خود ، همان هويّت است . لذا هويّت هر ممكن الوجود از غير أو مىباشد وقائم به ذات وى نيست ، امّا مبدأ اوّل قائم بالذّات است وهويّتش بسته به ديگرى نمىباشد زيرا أو ممكن الوجود نيست وواجب الوجود است ، وواجب الوجود آن موجود برترى است كه هويّتش قائم به ذات خويش است بلكه از هر گونه تركيب كه لازمه امكان است منزّه مىباشد . 4 - دليل اين كه پس از بيان هويّت ، نام بارى تعالى را ذكر كرده وهو اللّه فرموده ، اين است كه هويّت وخصوصيّت بدون ذكر نام ، قابل شرح نيست ، مگر اين كه لوازم آن ذكر گردد ولوازم آن نيز يا إضافي ويا سلبى است ، وآنچه إضافي است براي تعريف كاملتر است ، ليكن كاملترين تعريف آن است كه هر دو نوع لوازم إضافي وسلبى را در برداشته باشد ، واين همان كلمه آله است كه
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 465 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم