تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 468

مساهمون:

ص٤٦٨
دارد ، واز اختلاف أو با ديگر جانوران كه روشنايى ، چشمان أو را فرو مىبندد ، در حالي كه چشمان ديگر جانداران را مىگشايد ، وگياه را رويش وگستردگى وغيره مىدهد ، وتاريكى ، چشمهاى أو را باز وچشمان ديگر جانداران را مىبندد اظهار شگفتى مىكند ، پس از اين علّت طبيعي اين امر را بيان مىفرمايد ، كه تيرگى چشم وضعف بينايى اين حيوان را مانع شده است كه از فروغ تابان خورشيد مدد گيرد ودر پرتو آن راه جويد ، آنچه در باره علّت ضعف بينايى اين حيوان گفته شده اين است كه خفّاش هنگامى كه با گرمى روز برخورد مىكند ، نيروى بينايى أو به سختى تحليل مىرود وبر اثر آن ضعفي در أو پديد مىآيد كه ناگزير براي جبران نيروى از دست رفته چشمان را مىبندد ، وبا فرا رسيدن شب وسرد شدن هوا وكاهش حرارت نيروى خود را باز يافته وبينايى را از سر مىگيرد ، توصيفى كه امام ( ع ) از اين ويژگى خفّاش كرده ، وآنچه از چگونگى أحوال أو ضمن عبارات تا . . . ظلم لياليها بيان فرموده است به درجه‌اى از فصاحت وشيوايى است كه ما فوق آن متصوّر نيست . ( 31596 - 31424 )

فرموده است : وتصل بعلانية برهان الشّمس إلى معارفها .

اين جمله از منتهاى فصاحت برخوردار است ، مراد از معارفها راههايى است كه اين حيوان مىشناسد وديگر كارهاى مختلف اوست ، وفعل تصل عطف به فعل تستمدّ در جمله پيش است ، امّا اين كه حيوان مذكور پلكهاى چشم را برهم مىنهد براي اين است كه تحليل نيروى باصره باعث غلبه خواب نيز مىشود ، واين بر هم نهادن پلكها نوعي خواب است كه در بسيارى از حيوانات ملاحظه مىگردد ، وسبب آن همان است كه پيش از اين گفته شد ، واژه قناع ( نقاب ) را براي خورشيد استعاره آورده به ملاحظه اين كه شباهت به زنى دارد كه نقاب بر چهره انداخته باشد ، القاء يا افكندن اين نقاب كناية از پديدار شدن خورشيد از پشت حجاب زمين است . پس از اين امام ( ع ) به ستايش وتنزيه حقّ تعالى پرداخته ، وبا يادآورى عظمت أو ، لطيفه ديگرى را كه در آفرينش اين حيوان است
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 468 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم