زد ، فرمود كأنّي به ، علّت اين است كه آنچه را آن حضرت از آينده مىداند به چشم بصيرت آن را ديده ، وأنوار غيبى آن را از طريق مرشد واستادش پيامبر گرامى ( ص ) بر نفس قدسي أو افاضه والهام فرموده است از اين رو آنچه را به چشم باطن ديده به سبب جلوه وظهور آن كه خالى از هر شكّ وريب است به رؤيت چشم سر تشبيه فرموده است لذا به كار بردن حرف تشبيه در آغاز سخن زيبا ونيكوست ، وضميرهاى جمع در خطبه به تركان برگشت دارد ، اين كه چهرههاى آنها را به سپرهاى پينه خورده وپوست بردوخته تشبيه فرموده ، جهت مشابهت ، گردى واستخوان بندى وفراخى صورت آنهاست ، ومراد از آن خشونت وستبرى چهرههاى آنهاست ، واين تشبيه محسوس به محسوس است . امّا توصيف آنها به اين كه جامه ابريشمين وحرير مىپوشند ، واسبان را نگهدارى وآماده مىكنند ، بررسى چگونگى أحوال تركان به صدق اين گفتار گواهى مىدهد ، وخبر آن حضرت در باره كشتار سخت آنها به شرحي كه ذكر فرموده در آن هنگام كه هجوم مىآورند نيز از جمله مطالبى است كه تاريخ بر آن گواه است ، وقايعى كه ميان تركان واعراب وديگر مسلمانان در روزگار عبد اللّه بن زبير وقتيبة بن مسلم روى داده مشهور است ، همچنين جنگهاى مغولان با مسلمانان وكشتار بىرحمانه آنان در عراق عرب وخوزستان وخراسان وديگر شهرها براي صدق گفتار امام ( ع ) بدان شرح كه بيان فرموده كافى است .
امّا پاسخ آن بزرگوار به مرد كلبى مشعر بر اين كه آنچه فرموده است علم غيب نيست ، وآن را از صاحب علم فرا گرفته واين كه امام ( ع ) دانشهايى را علم غيب شمرده كه جز خداوند كسى آنها را نمىداند ، همه گفتارى حقّ وصدق است ، وبا اين توضيح ما را به تفاوت ميان علم غيب وخبر دادن از آنچه در آينده روى خواهد داد آگاه فرموده است ، ليكن سزاوار است دانسته شود كه فراگيرى أو از پيامبر گرامى ( ص ) بدين طريق نبوده كه صور ووقايع جزيى به آن بزرگوار القا شده باشد ، بلكه معنايش اين است كه بر اثر طول مصاحبت با پيامبر أكرم ( ص ) از
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 255
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٢٥٥