تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
دلير مردان خود نسپاريد ، و . . . زيرا پرچم ، محور نظم سپاه ، وأساس كار وفعاليّت آن است ، وما دام كه پرچم برپا ودر اهتزاز است ، سپاهيان دلگرم وقويدل مىباشند ، از اين رو در نظام جنگ ضروري است پرچم به دست دليرترين مردان سپاه داده شود ، وگفتار آن بزرگوار كه : فإنّ الصّابرين . . . تا فيفردوها در مقام بيان ويژگيهاى پرچمدار ورزمندگانى است كه در گرداگرد پرچم از آن نگهبانى مىكنند ، امام ( ع ) مىفرمايد : اينان بايد در برابر حقايق تلخ وواقعيّتهاى سختى كه بىترديد در پيش دارند از بردبارى وشكيبايى بسيار برخوردار باشند ، تا بتوانند با چالاكى وپايدارى پرچم را نگهبانى وأطراف آن را پاسدارى كنند ، واين سخن به منظور برانگيختن اين صفات در آنهاست ، عبارت لا يتأخّرون عنها . . . تا فيفردوها ، بيان چگونگى معناى خالى گذاردن پيرامون پرچم است كه پيش از اين از آن نهى فرموده بود ، واژه‌هاى فيسلموها فيفردوها بنا به تقدير أن منصوبند ، زيرا جواب نفى مىباشند . ( 25425 - 25423 )

9 - فرموده است أجزء امرؤ قرنه

هر كس با هماوردش بجنگد وأو را از پاى در آورد . ( 25486 - 25427 )

10 - آسى أخاه بنفسه

وفعل أجزء در جمله پيش هر دو ماضي بوده ومعناى امر دارند ، وتقدير جمله قبل ليجزى امرؤ قرنه مىباشد وقرن به معناى دشمن وحريف جنگى است ، يعنى هر كسى بايد با حريف خود درگير ودر برابر أو ايستادگى كند ، ودر جمله دوم تقدير آن ليواس أخاه بنفسه مىباشد ، يعنى : با جان خويش نسبت به برادرش هميارى ومواسات كند ، وبر اثر اعتماد به برادر همرزمش از برابر حريف خود نگريزد تا اين كه حريف أو با همآورد برادرش همدست شود وأو را از پاى در آورد . سپس بىفايده بودن فرار را در جنگ به آنان يادآورى مىكند ، براي اين كه فايده‌اى كه در فرار تصوّر مىشود در أمان ماندن از مرگ است در حالي كه انسان هيچ‌گاه از مرگ مصون ودر أمان نيست ، چنان كه خداوند متعال فرموده است :
« قُلْ لَنْ يَنْفَعَكُمُ الْفِرارُ إِنْ فَرَرْتُمْ مِنَ الْمَوْتِ أَوِ الْقَتْلِ وَإِذاً لا
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 227 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم