تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 858

مساهمون:

ص٨٥٨
اين كلام اشاره به بيتابى واضطرابى است كه از ياد معاد وترس قيامت به آنها دست مىدهد ، چنان كه شخص پا بر آتش نهاده از حرارت آن تاب نمىآورد اينان نيز ناراحتند وبيتابى مىكنند . 5 - ميان دو چشمشان « پيشانى » همچون زانوى بز ، بدليل سجده‌هاى طولانى پينه بسته است . وجه شباهت اين است كه جايگاه سجده در چهره آنها بتدريج كبود وپس از مدّتى پوستش مىميرد وسخت وسفت مىشود . چنان كه زانوى بز « بعلّت خوابيدن بر زانو » روى زمينهاى خشك وخشن پينه مىبندد . 6 - هنگامى كه در نزد آنها ياد خدا آورده شود ، چنان چشمهايشان پر از أشك مىشود ، كه گريبان ودامنشان را تر مىكند . بعضي از رواة نهج البلاغة كلمه « جيوبهم » را « جباههم » كه بمعنى صورت است ، قرائت كرده‌اند . مطابق اين روايت‌تر شدن صورت از أشك چشم ، در حال سجده ممكن است « 9 » . چنان كه درخت از باد تند مىلرزد ، آنها از خوف عذاب پروردگار ويا محروم ماندن از رحمت الهى ترس دارند وبر خود مىلرزند . گاهى ترس واضطراب بدليل ترس از كيفر خداوند است وگاهى بدليل شوق وعلاقة وافرى كه به ثواب خداست وانسان مىترسد كه از آن محروم شود . اين سخن امام ( ع ) مطابق كلام حق تعالى است كه مىفرمايد :
« إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ » *
« 10 » .
هامش
( 9 ) تر شدن صورت از أشك چشم در حال سجده ممكن نيست . - م . ( 10 ) سوره انفال ( 8 ) آية ( 2 ) : مؤمنان كساني هستند كه هرگاه ياد خدا به ميان آيد دلهايشان ترسان مىشود .