دانستن قواعد شرعي است كه صريحا با آنها مخالفت كرده ودر عمل نيز به آنها پايبندى نداشتند .
3 - هيچ خانهء گلينى ويا چادر پشمينى نماند جز آن كه ستم بنى أمية بدان وارد شود . اين عبارت كناية از دشمنى عمومى وستمگرى آنها نسبت بتمام مردم شهرنشين وباديه نشين مىباشد .
( 19085 - 19030 )
قوله عليه السلام : نبا به سوء رعيهم :
يعنى بد رفتارى آنها نسبت بمردم موجب شده بود كه خلق از آنها فاصله بگيرند وبراي فرار از شرّشان ترك ديار كنند .
4 - مردم بدو دستهء گريان كه برخى بر دين خود وبعضي براي دنياشان أشك بريزند .
5 - يارى دادن هر يك از شما هر يك از حكام بنى اميّه را بمانند يارى كردن برده از اربابش باشد . در اين عبارت تشبيه كرده است مردم را ببرده وبنى اميّه را به أرباب جهت شباهت را چنين بيان كرده است ، كه هر گاه أرباب حاضر باشد فرمانش را ببرند وهرگاه غايب باشد از أو بدگويى كنند . ( چون أطاعت از اجبار وزور است نه از جهت أرادت ومحبّت ) .
6 - بيشترين زجر ظلم را از دست بنى اميّه كساني مىكشند كه حسن ظنّشان بخدا بيشتر باشد . دليل اين واقعيت اين است ، هر كس بخدا حسن ظن بيشترى داشته باشد از بنى اميّه فاصلهء بيشترى مىگيرد وتوكّلش بر خدا بيشتر مىشود .
بديهي است كه نسبت به چنين كسى بدگمان گشته أو را بيشتر بگزند وتعقيبش كنند . پس از دست آنها رنج بيشترى خواهد برد .
سپس مىفرمايند : آن كس كه عافيت بيشترى به أو روى آورد بر اين نعمت عافيت خدا را شاكر باشد . مقصود حضرت از اين سخن آن است كه :
عافيت داشتن وبدور ماندن از شرور بنى اميّه براي بعضي از مردم ممكن مىشود . وهمچنين فردى كه بعدالت قيام كند واز بلاى آنها وارهد . وآن را كه به