تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 860

مساهمون:

ص٨٦٠
دسته تقسيم كند كه هر دو گروه گريان باشند . أهل ديانت براي دينشان ، وأهل دنيا براي دنياشان گريه كنند . ( مردم را چنان در شكنجه وسختى بگيرند كه ) يارى كردن از آنها مانند يارى كردن برده از اربابش باشد . ( فرمانبردارى افراد ، از عمال وكارگزاران بنى اميّه از روى ترس وملاحظه كارى صورت گيرد ) بهمين دليل اگر حاضر باشند ، مردم از آنها أطاعت نمايند . واگر غايب باشند از آنها غيبت وبدگويى كنند . در آن روزگار هر كس اعتقادش بخدا نيكوتر ، رنج وگرفتاريش ، بيشتر است پس اگر خدا عافيت وسلامتى داد سپاس گزارى كنيد واگر دچار بلا ومحن شديد صابر وشكيبا باشيد ، زيرا كه پايان كار پرهيزكاران نيك است »

[ شرح ]

( 19001 - 18991 ) در اين كلام امام ( ع ) به ستمكارى بنى اميّه اشاره وسوگند ياد مىكند كه ظلم بنى اميّه استمرار مىيابد . خبر در جملهء امام ( ع ) كه واژه ظلم بنى أمية بوده حذف شده است چون از محتواى كلام معلوم است كه خبر چه كلمه‌اى است . براي ظلم وستم بنى أمية حدودي را به شرح زير بيان داشته است . ( 19012 - 19002 ) 1 - حرامى از محرّمات الهى را باقي نمىگذارند جز اين كه همه را حلال اعلام مىكنند . بزرگترين حرام ، ظلم وقتل نفس است وبنى اميّه در ارتكاب اين دو عمل شهرت كامل داشته بنا بر اين بقيّه محرّمات الهى بخوبى روشن است . « استحلّوه » در كلام امام ( ع ) يعنى حرام را به كار مىبستند وانجام مىدادند درست مانند يك وظيفة مشروع وحلال ، در انجام كار حرام گناه وحرجى براي خود قبول نداشتند . ( 19029 - 19013 )

2 - قوله عليه السلام : ان لا يدعو عقدا الّا حلّوه :

يعنى هيچ عقد وقراردادى از عقود اسلامى كه نظام عالم بر مدار همين قوانين شرع وضوابط آن دور مىزند ، نبود جز اين كه ناديده انگاشته ودر زير پا گذاشتند . « حلّوه » كناية از منتفى
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 860 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم