تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 840

مساهمون:

ص٨٤٠
نبودن هيچ چيز بعد از حق تعالى دانسته است . كمال ظاهريّت خداوند را به نبود ما فوقى برايش ، وكمال باطنيّت وى را به نداشتن همتايى در نزديكى به اشيا بيان نموده است . منظور از « ظاهر » بودن خداوند بلندى مقام ورتبه است ولذا فرموده است كه هيچ چيز ما فوق أو نيست ومقصود از « باطن » بودن حق تعالى آگاهى داشتن بر أمور باطني ومخفى است وبدين لحاظ به أمور نهفته ، نزديك مىباشد ، ونزديك نبودن هيچ چيز باندازه أو نسبت به اشيا تأكيدى بر باطن بودن خداوند است . يعنى به اندازه‌اى كه حق تعالى به اشيا نزديك است هيچ چيز آن تقرّب ونزديكى را ندارد . با توجّه بدو معنايى كه براي « ظاهر وباطن » كرديم ميان بلندى ونزديكى تقابل بر قرار گرديد . احتمال ديگر در معناى اين دو كلمه اين است كه ظاهر را به معناى آشكار وواضح بگيريم در اين صورت عبارت امام ( ع ) كه فرمود : « فلا شيء فوقه » اين خواهد بود كه هيچ چيز با وجود خداوند مقابله وبرابرى نمىكند ، تا مانع شناخت خلق نسبت به خالق گردد ؛ وباطن به معناى پوشيده باشد . « فلا شيء دونه » هيچ چيز به اندازه ذات حق تعالى در استتار وپوشيدگى نيست . معناى چهار ويژگى فوق را براي خداوند بارها وبارها بيش از اين توضيح داده‌ايم .

بخش دوم خطبه : كه قسمتى از آن در توصيف ، رسول خدا ( ص ) مىباشد .

مُسْتَقَرُّهُ خَيْرُ مُسْتَقَرٍّ - وَمَنْبِتُهُ أَشْرَفُ مَنْبِتٍ - فِي مَعَادِنِ الْكَرَامَةِ - وَمَمَاهِدِ السَّلَامَةِ - قَدْ صُرِفَتْ نَحْوَهُ أَفْئِدَةُ الْأَبْرَارِ - وَثُنِيَتْ إِلَيْهِ أَزِمَّةُ الْأَبْصَارِ - دَفَنَ اللَّهُ بِهِ الضَّغَائِنَ - وَأَطْفَأَ بِهِ الثَّوَائِرَ أَلَّفَ بِهِ إِخْوَاناً - وَفَرَّقَ بِهِ أَقْرَاناً - أَعَزَّ بِهِ الذِّلَّةَ - وَأَذَلَّ بِهِ الْعِزَّةَ - كَلَامُهُ بَيَانٌ وَصَمْتُهُ لِسَانٌ ( 18617 - 18568 )
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 840 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم