تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 817

مساهمون:

ص٨١٧
أموري پرداخته است كه در آينده تحقّق مىيافته وهيچ يك از صحابه ويا تابعين جرأت پاسخ گفتن به سؤالات را نداشته‌اند ؛ زيرا از أمور غيبى وآينده اگر كسى جز امام ( ع ) كه علم لدنّى داشته چيزى را بيان مىكرد آشكارا دروغ مىگفت وبه هنگام امتحان رسوا ومفتضح مىشد . روايت شده است كه قتادة « عالم مشهور » وارد كوفه شد ومردم بر اطرافش اجتماع كردند . قتادة ( كه استقبال مردم را نسبت به خود ديد ) مغرور گشته وگفت سلوني عمّا شئتم » : « هر چه مىخواهيد از من بپرسيد . » أبو حنيفة كه آن روز جوانى كم سنّ وسال بود گفت از قتادة بپرسيد . مورچه‌اى كه در داستان حضرت سليمان از آن سخن به ميان آمده است ، نر يا مادة بود ؟ وقتي كه از أو سؤال كردند قتادة جواب را ندانست ودرمانده شد . أبو حنيفة خود گفت : مادة بوده است . مردم با تعجّب پرسيدند ؟ از كجا دانستى ؟ أبو حنيفة پاسخ داد از كتاب خدا آنجا كه مىفرمايد :
« قالَتْ نَمْلَةٌ »
. مورچه‌اى بديگر مورچگان گفت اگر آن مورچه نر ، بود آية چنين بود : « وقالَ نمْلَةٌ » ( يعنى ، فعل را بصورت مذكّر وبدون « تاء وتأنيث مىآورد ) . چون فعل را با تاء تانيث آورده وفرموده است
« قالَتْ نَمْلَةٌ »
مشخّص مىشود كه مورچه مادة بوده است توضيح مطلب اين است كه كلماتي چون « نملة حمامة وشاة » به معناى ، مورچه ، كبوتر وگوسفند هم براي مذكّر وهم براي مؤنّث به كار مىروند . هر گاه در جمله‌اى آورده شوند تشخيص اين كه مذكّراند يا مؤنّث از طريق فعلى است كه همراه اين كلمات به كار مىرود . قتادة خود مغرور از پاسخ گفتن به اين سؤال فرد ماند با وجودي كه هر انسان زيركى با مختصر فكر مىتواند به اين سؤال پاسخ دهد « 2 » . وقتي كه أمثال قتاده‌ها از پاسخ دادن به چنين سؤالاتى با اين كه از أمور غيبى نيستند درمانده شوند چگونه مىتوانند از
هامش
( 2 ) چون قتادة ادّعايى را نمود وكلامي را بر زبان جارى كرد كه حق أو نبود يعنى پا در جاى پاى امام نهاد بدين افتضاح ورسوايى دچار شد پس از امام ( ع ) هر كس چنين ادعائى را نمايد رسوا مىشود . - م .
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 817 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم