تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 810

مساهمون:

ص٨١٠
موافق يا مخالف فرامين الهى عمل مىكرد بوده است ، بكار بردن كلمهء « شايد » بجا ومناسب بوده است . كلمهء « واو » در كلام امام ( ع ) كه فرمود « وأنا » به معناى حال وكلمه « وزيرا وأميرا » حال هستند . عمل كننده در اين دو حال فعلى است كه جار ومجرورها بدان متعلق هستند . يعنى فعل « كنت » معناى كلام چنين است : در حالي كه من وزير شما باشم از اين كه فرمانروا وأمير ، براي شما باشم بهتر است . مقصود امام ( ع ) از وزير ، معناى لغوى ، يعنى كمك كار وپشتيبان مىباشد . كه بار سنگين مشورت را بدوش دارد . روشن است كه امام ( ع ) همواره وزير مسلمين ومعاضد وپشتيبان آنها بود . خيريّت أمير نبودن امام ( ع ) براي مسلمانها سهولت كار آنها در امر دنيا بوده است . چه اگر آن حضرت خليفه مىبود آنها را بر أموري كه بر خلاف طبع وميل‌شان بود مانند پيكار در راه خدا وصبر واستعانت وا مىداشت بعلاوة بيت المال را بطور مساوى بين مستمندان تقسيم مىكرد ، چنان كه انجام داد وآنها را از چيزهايى كه مختصر منعى در شريعت داشت باز مىداشت واين همهء بظاهر خير آنها نبود وآنها را بمخالفت وا مىداشت چنان كه وا داشت . امّا اگر وزير مىبود اين مشكلات نبود ، چون وزير وظيفه‌اى جز مشورت ورأى زنى شايسته وكمك در جنگ ندارد . وهر گاه مسؤول را نتواند بر كار نيك الزام كند بر خلاف نظر أو رأى مىدهد . البتّه اين خيريّت ما در آغاز كه خلافت را در نمود مطرح كرد ، زيرا جملهء « اگر فرمانم را أجابت كنيد » براي به طمع انداختن مردم بر أجابت وپذيرش آورده شده است .