صولت وقدرت و . . . باشد ، مانند أسب . اضافه كردن كلمهء حكمت
WORB
به كلمه « ذلّ » از باب اضافه سبب به مسبّب است .
7 - ألفاظ « النخوة ، البأو ، شموخ الأنف ، الغلواء ، النّزق ، الزّيفان والوثبات » را به دليل اضطراب وهيجان آب براي دريا استعاره آورده است ، از باب تشبيه كردن آب به انسان گستاخ وسرگردان كه حركات ورفتارش بيان كننده تكبّر وغرور مىباشد .
8 - لفظ « أكتاف » را براي زمين استعاره به كار برده است . جهت مشابهت اين است كه زمين جايگاه حمل بار سنگين كوههاست ، چنان كه شانهء انسان محلّ برداشتن بارهاى سنگين مىباشد .
9 - لفظ « عرنين وانف » را براي ناحيهء بلند قلّه كوه ، استعاره آورده است كه كناية از تشبيه كردن كوهها به انسان مىباشد .
10 - عبارت « تغلغل وتسرّب » كناية است از تصوّر فرو رفتن كوهها در عمق زمين وسپس لفظ « خياشيم » را كه به معناى دماغ است ، براي اين فرو رفتگى تخيّلى استعاره به كار برده ، زيرا ، به توهّم ، براي كوهها دماغها فرض شده است ايستادگى تخيّلى كوهها در منافذ زمين ، خياشيم ناميده شده است .
11 - استعاره بكار بردن لفظ « ركوب » براي كوهها وگردن براي زمين كناية از غالب ومغلوب است ، يعنى زمين مغلوب كوهها شد .
12 - استعاره آوردن « وجدان وذريعة » براي جدول ونهرهاى كوه كناية از انساني است كه براي رسيدن به مطلوبش وسيلهاى ندارد .
13 - مرجع ضمير در كلمههاى « تغلغلها ، ركوبها وخياشيمها » زمين است مرجع بقيّه ضماير در عبارت روشن وآشكار مىباشد .
14 - نسبت دادن ، زنده كردن به زمين ، وبيرون آوردن گياهان از آن به ابر ، نسبت مجازى است ، وگرنه فاعل حقيقي در اين أمور خداوند متعال مىباشد .