تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 695

مساهمون:

ص٦٩٥
كنجكاوى كنند ( خردمندان انديشهء فراوان بگيرند ) تا چون حقيقت صفاتش آشكار نيست به كنه ذاتش پىبرند ( قدرت ) خداوند متعال آن أوهام وعقول را باز مىگرداند ، ( درمانده وناتوان مىسازد ) در حالي كه راههاى هلاكت وتاريكيهاى عوالم غيب را طي كرده واز همه جا بازمانده از روى اخلاص روى به حق سبحانه وتعالى مىآورند ( بعد از آن كه از طىّ اين راههاى خطرناك بجايى نرسيدند واز درك حقيقت ذات وصفات وى كه ممنوع گشته‌اند برگشتند ) واعتراف خواهند كرد كه سير در اين راه از روى خبط واشتباه بوده وكنه معرفت أو درك نمىشود ، وبه قلب صاحبان عقول وانديشه‌ها خطور نمىكند كه بتوان جلال وعزتش را اندازه گرفت ( چه رسد به اين كه أو را دريابند وبر أو احاطه علمي پيدا كنند ) أو خداوندى است كه بدون صورت ومثالي كه از آن اقتباس كرده باشد ، جهانيان را بيافريد وبدون سنجش واندازه‌گيرى مخلوقاتى كه آفريدگارى پيش از خلق جهان آفريده باشد ، وخداوند عالم از روى نمونه ومدلى كه خالق ومعبود سابق بكار برده ، جهان را خلقت كرده واز آن تبعيت كرده باشد ، ( جهان را ايجاد كرد ) ؛ زيرا صورت دهندهء به موجودات اوست ، وپيش از أو آفريدگارى نبوده تا خداوند از روى نقشه أو كار كند . أو از ملكوت ، قدرت وشگفتيهاى آن چنان كه ( در عين خاموشى ) نشانه‌هاى حكمتش گوياى آنهاست ، به ما نشان داد كه خلق نيازمند ومعترفند به اين كه اوست كه با قدرت وتوانايى خود آفرينش را سر پا نگاهداشت ، تا ما را به معرفت وشناسايى خويش با دلايل قطعيّه وحجتهاى بالغه راهنمايى كند . اوست كه آثار صنعت ونشانه‌هاى حكمتش در نقشهاى تازه وبديع ودلفريبى كه در قالب تكوين ريخته پيداست هر يك از موجودات دليلي بر وجود اويند . پس آنچه آفريده حجّت ودليل بر حقيقت اوست ، هر چند ( مانند جمادات ) بي زبان وخاموش باشند احتياج ونيازمندى موجودات به خالق ، خود اعترافي است بر اين كه تنها اوست كه با قدرت وتوانايى خويش آنها را بر پا