وهراسى كه در صدر اسلام از ناحيهء مشركين ديدهايد پند بياموزيد ، آن گاه كه شما اندك بوديد ودستور چنين بود كه بهنگام جنگ هر فردى در برابر ده نفر مقاومت كند . سپس خداوند شما را يارى ودلهايتان را نسبت به يكديگر مهربان كرد وبه وسيلهء تازه مسلمانهايى كه بدين شما داخل مىشدند كمبودتان را جبران وشكست شما را برطرف ساخت ، چه عبرتي براي عبرت گيرنده از اين بالاتر مىتواند باشد ؟
اينك ودر حال حاضر اگر اتّحاد در دين نداشته باشيد ، وتلخيهاى بي ياورى را بچشيد ودچار اختلاف رأى شويد ، چنان كه متأسفّانه هستيد ( با وجودي كه به لحاظ شمارش عدّه زيادى را تشكيل مىدهيد ) زيادى افراد شما مشكلى را حل نمىكند .
وبه سخن ديگر گويا امام ( ع ) مىفرمايد : عبرت گرفتن از گذشته كه در برابر مشركين ، اندك وبسختى گرفتار بوديد ، ايجاب مىكند ، كه در دين متّحد بوده ودر رأى ونظر نيز متفرّق نباشيد . به پند واندرز من گوش بسپاريد تا من شما را به أصول وفروع دين آگاه سازم .
( 15011 - 14995 )
قوله عليه السلام : فما كل ذي قلب بلبيب إلى قوله ببصير .
مقصود امام ( ع ) از « ذي قلب » انسان مىباشد ، وروشن است كه انسان گاهى عقل خود را از دست مىدهد ؛ ومنظور از « لبّ » عقل وذكاوت وتيزهوشى است . به كار بردن « لبّ » در مفهوم عقل وخرد ، در حقيقت آن نتيجهاى است كه از عقل وخرد گرفته مىشود . بنا بر اين « لبيب » آن كسى است كه از عقلش در موردى كه نياز بفكر دارد استفاده كند . به عبارت روشنتر به نتيجهء عقل وخرد « لبّ » گفته مىشود نه خود عقل ؛ وبدين طريق كساني را « سميع » و « بصير » مىگويند كه از شنيدنيها وديدنيها پند بگيرند ، وبه اصلاح امر آخرتشان بپردازند ، چنان كه خداوند متعال در اين زمينه مىفرمايد :
أَ لَهُمْ أَرْجُلٌ يَمْشُونَ بِها أَمْ لَهُمْ أَيْدٍ يَبْطِشُونَ