تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 629

مساهمون:

ص٦٢٩
قلب حيوان است . مقصود امام ( ع ) از حيوان چنان كه عرف مىفهمد غير انسان مىباشد . چون حيوان را بطور مطلق بيان كرده ، بر هر حيواني از جمله ( الاغ ) وجز آن قابل صدق است ، زيرا ميان شخص نادان وحيوان از لحاظ صلاحيّت نداشتن هيچ كدام براي درك معارف وعلوم وتمايل آنها به شهوات ، كمال شباهت ومناسبت بر قرار است . 10 - شخص فاسق ، باب هدايت را نمىشناسد تا در آن گام نهد ونه باب باطل را تا از ورود در آن خوددارى ورزد . يعنى به دليل جهلي كه دارد راهنماى هدايت به راه حق را نمىشناسد تا آن راه را بپيمايد . أسباب دخول در باطل را هم تشخيص نمىدهد تا از آن بر كنار بماند . علّت گمراهى چنين شخصي ، جهل مركّبى است كه أو را از طريق حق دور مىسازد وبه باطل اعتقاد قطعي پيدا مىكند ، وقتي كه بجاى حق ، به باطل عقيدهء قطعي داشته باشد با اين وصف محال است ، جانمايهء دخول در جهل را بشناسد ، واين خود نوعي كورى است ، كه پرهيز از باطل را ناممكن مىكند . امام ( ع ) دارندهء چنين اوصافى را مردهء ميان زندگان دانسته است ، زيرا حيات حقيقيى كه هر خردمندى طالب آن است أموري است كه شرائع وكتب الهى تحصيل آن را لازم دانسته‌اند وآن زندگى نفساني است كه با تكميل فضائل اخلاقى موجب خوشبختى جاويد مىگردد . كسى كه از كمالات نفساني بىبهره باشد ، مرده‌اى واقعي است كه در ميان زندگان راه مىرود . چه بحقيقت دريافته‌اى ، كه جهل مركّب ، مرگى است كه با حيات ضدّيت دارد . در حقيقت جاهل مرده است ، امّا اين كه مردهء در ميان زنده‌هاست بدين سبب است كه به حيات طبيعي وعرفى زندگانى مىكند .