تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 628

مساهمون:

ص٦٢٨
گروه ) وقتي وارد مجلس وعظ وزهد شوند براي به دست آوردن دل جاهلان وتثبيت موقعيّت خود در ميان آنان وعده‌هاى آمرزش خداوندى از قبيل :
قُلْ يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا
؛ ومانند آن را ، براي بىخردان متذكر مىشوند ، وبدين سان براي آنها عذاب سخت الهى وخطرات آخرت را ، آسان وكم اهميّت جلوه مىدهند ؛ وگناهانى را كه آنان مرتكب شده‌اند كوچك مىشمارند ؛ ودر ذهن آنها وعده بخشش وكرم الهى را جاى مىدهند ؛ وميل طبيعي آنان به خواسته‌هاى بيرون از حدّ شرعي را تهييج مىكنند ، تا مرتكب محرّمات شوند . ليكن عالم ودانشمند چنين نيست ، زيرا هر يك از آيات بشارت دهنده ويا بيم دهنده را در جاى خود به كار مىگيرد ، تا شنوندگان را ميان ترس وبيم نگاه دارد ودر نتيجة آنها غرق لذّت زود گذر وفانى دنيوي به اميد وعده الهى نشوند ونيز با توجّه به عذاب اخروى ووعيد الهى از رحمت حق مأيوس نگردند . ( 14758 - 14723 ) 7 - شخص فاسق به زبان مىگويد : دست به أمور شبهه ناك نمىزنم ، يعنى وقتي كه در برابر امرى قرار گيرم كه شبهه‌ناك است ، پا پيش نخواهم گذاشت . ولى در عمل داخل شبهه قرار گرفته ومرتكب حرام ومال شبهه‌ناك مىشود واين بدان جهت است كه نادان است وأمور شبهه‌ناك را تشخيص نمىدهد . 8 - بدكار ، مدّعى است كه از بدعتها دورى مىكند . ( أموري كه مخالف قوانين شرعي باشند بدعت ناميده مىشوند ) ولى بر خلاف ادّعايش ، در ميان بدعت مىخوابد . « خوابيدن در ميان بدعت » ، كناية از غوطه‌ور شدن در آن مىباشد كه امام ( ع ) بصورت استعاره بالكناية به كار برده است . غوطه‌ور شدن در بدعتها نيز به دليل جهل به أصول شريعت وچگونگى انشعاب فروع از أصول مىباشد . 9 - ( با در نظر گرفتن ويژگيهاى فوق ) صورت شخص فاسق انسان وقلبش