خداوند خارج مىشود ونهايتا در دوزخ مىافتد ، چون انسان عارف از منكراتى كه نادانان مرتكب مىشوند جلوگيرى مىكند تا راه معتدل را بپويند ، لزوما بوسيلهاى كه با آن راه را مىبندند شباهت پيدا مىكند ، وموجب باز دارى جاهلان از پيمودن راه خطاء مىشود ، وبه همين دليل لفظ « مغلاق » براي عارف استعاره آورده شده است .
در عبارت امام ( ع ) ميان مغاليق ومفاتيح ، ردى وهدى قرينهء مطابقه بر قرار است ، كه معناى اين لغات به ترتيب چنين است : وسيلهء بستن ، كليد گمراهى ، راهنمائى كردن .
( 14561 - 14559 ) نوزدهم : پرهيزگار أهل بصيرت است : يعنى با ديد روشن وآگاهى كامل راه حق را پيموده است . راهى كه دستور به پيمودن آن را داشته ، وبا توجّهات الهى بدان طريق كه راه مستقيم به سوى حق مىباشد جذب شده است .
( 14564 - 14562 ) بيست : أو نه تنها أهل بصيرت است ، كه در عمل هم راه حقيقت را رفته است . بدين توضيح كه شخص متّقى ، چون راه حق را بخوبى مىشناسد ، در آن گام نهاده وآن را مىپيمايد ، زيرا هدف أول از شناختن راه ، پيمودن آن مىباشد .
( 14567 - 14565 ) بيست ويك : أو نشانههاى راه را مىشناسد .
سالك إلى اللّه گاهى حركتش در طريق مستقيم نيست ؛ چنان كه به مثل قبل از رسيدن به حدّ كمال قوّهء نظري قدم در راه سلوك مىنهد ، وگاهى پس از آن كه در مرحلهء قوّه نظري واستدلال بحدّ كمال رسيد ، قدم در راه مىگذارد . اين همان سالكى است كه با برهان ودليل نشانههاى راه را مىشناسد . منظور از كلمهء « منار » علائمى است كه در كنار راه براي هدايت وراهنمايى عابران قرار مىدهند . ولى در اينجا مقصود ، قوانين كلّى عملي مىباشد . ممكن است منظور از منار هدف سلوك يعنى پيشگاه جلال خداوند وفرشتگان مقرب الهى باشد .
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 618
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٦١٨