وتوجّهى كه أو را از حدّ اعتدال خارج كند بدانها ندارد .
( 14540 - 14532 ) پانزدهم : أو خود را از تمام غمها جز يكى رها ساخته است . يعنى شخص پرهيزگار خود را از غمهايى كه مربوط به أمور دنيا ودلبستگى به آنها باشد ، رهانيده وتمام هدفهاى مادّى را به كنارى نهاده است وتمام قصد وهمّتش يك چيز است ، وآن رسيدن به مراتب عزّت خداوند وتوجّه به اسرار حق ومطالعهء أنوار عظمت الهى وكسب روشنايى كردن از آن مىباشد . البتّه زهد حقيقي ، وپارسايى واقعي همين است وبس . از توضيح عبارت فوق معنى يگانه شدن زاهد از ديگر همنوعانش روشن مىشود .
( 14548 - 14541 ) شانزدهم : أو از نابينا بودن خارج شده است . مقصود از نابينايى كورى جهل است كه چون شخص پرهيزگار ، داراى فضيلت دانش وحكمت است ، با مردم هوا پرست در افراط كارى ، فسق وفجور شركتى ندارد . درست در راه معتدل كه فضيلت عفت باشد گام بر مىدارد . بنا بر اين در مسير حق بينا واز كورى جهل بدور مىباشد .
( 14554 - 14549 ) هيفدهم : شخص پرهيزگار با ويژگيهايى كه برايش بر شمرديم به منزلهء كليدى براي گشودن درهاى هدايت است . منظور از درهاى هدايت ، طرق وراههاى آن مىباشد ، كه پيمودن آنها ، انسان را آمادهء دريافت فيض از بخشنده آن يعنى خداوند مىسازد . درهايى كه عارفان بر آن ايستاده واز آن درها به پيشگاه حضرت حق وارد مىشوند ودر مراتب وجايگاه ودرجات خوف وترس از خداوند استقرار مىيابند . وبدين سبب كليدى براي حلّ مشكلات آنان كه نقص ذهني در هدايت دارند مىشوند ، وچراغى فرا راه جاهلان مىباشند .
لفظ : « مفتاح » براي عارفان استعاره وجهت تشبيه در آن روشن است .
( 14558 - 14555 ) هيجدهم : پرهيزگاران سدّى در برابر منكراتند : مقصود از « أبواب الرّدى » دو طرف افراط وتفريط است يعنى راههايى كه شخص از حدود دستورات
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 617
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٦١٧