را در پى دارد . از دروغ بپرهيزيد كه انسان را از داشتن ايمان دور مىكند راستگو ، بر كرانه نجات ورستگارى قرار دارد ودروغگو بر پرتگاه خوارى وهلاكت ايستاده است . بر يكديگر حسد نورزيد ، زيرا حسد وبدخواهى ( چنان كه آتش هيزم را سوخته واز بين برد ) ايمان انسان را خورده ونابود مىكند . با يكديگر دشمنى نكرده ونسبت به هم خشمناك نباشيد ، زيرا دشمنى مانند تيغ سلمانى كه موها را مىتراشد ، خيرات وصله رحم را زدوده واز بين مىبرد . بدانيد كه آرزوى طولانى ، عقل را دچار اشتباه وياد خدا را بفراموشى مىسپارد پس آرزوهاى طولانى دنيا را دروغ پنداريد ، زيرا آرزو فريب وآرزومند فريب خوردهاى بيش نيست . »
[ شرح ]
( 14328 - 14178 ) اين بخش از خطبه تا پايان موعظه وپند واندرز وراهنمايى است . پس از آن كه امام ( ع ) انسانها را توجّه داد به اين كه خداوند بر آنچه در دلها مىگذرد آگاه است وبر انجام آنچه بخواهد تواناست ، دستور مىدهد كه لازم است به فرمان خدا عمل كنند . مقصود از عملي كه امام ( ع ) بدان دستور مىدهد كارهاى شايسته ومطلوبى است كه در اصطلاح آنها را تكليف شرعيّه مىنامند واز مردم مىخواهد كه انجام وظايف ديني را ، جايگاهى براي استوارى گامهايشان در راه راستى كه مأمور پيمودن آن مىباشند ، قرار دهند .
پس از بيان اين موضوع امام ( ع ) با زبان لطف ومهربانى كه جاذبهء بيشترى براي تشويق به عمل كردن دارد ، مردم را متوجّه مىسازد كه فرصت را از دست ندهند وقبل از آن كه مرگ گلويشان را بگيرد وامكان عمل از آنها سلب شود ، كارهاى شايسته انجام دهند وآن را توشهء سفر به سوى خداوند وسراى اقامتشان ( آخرت ) قرار دهند ، زيرا پس از سپرى شدن اين مهلت ورسيدن اجل ، انسان گرفتار مشكلات ديگر وعقوبتهاى آن مىشود .
امام ( ع ) با اين عبارت بطور كناية عدم امكان عمل در آخرت را يادآورى فرمودهاند ، زيرا جهان آخرت ، جاى انجام دادن عمل صالح نيست ، وبا تذكّر