كنندگان نقش مىبندند ، متعلّق علم خداوند هستند .
خلاصهء كلام اين كه چون خداوند ، به ذات خود عالم است بر همهء مخلوقات عالم است هر چند علم خداوند نسبت به درك ذات خود واشيا ومخلوقات داراى مراتبى باشد .
دليل عالم بودن خداوند بر همه چيز حضور آنها در محضر خداست . آنچه حقيقت ذاتش در نزد عالم حضور داشته باشد ، به دليل همين حضور ، مورد درك خداوند قرار مىگيرد . بنا بر اين مثقال ذرّهاى « كوچكتر ويا بزرگتر » در آسمانها وزمينى از علم خداوند غائب نيست ، زيرا ذات همه چيز از خلق اوّلى گرفته تا خلق آخر با تمام ابعاد وويژگيهاى وجودي در نزد حق تعالى حاضرند . قرآن كريم اين حضور را گاهى به كتاب مبين وگاهى به لوح محفوظ تعبير كرده است . ولى اين حضور در نزد حكما عقل فعّال ناميده مىشود .
4 - خداوند بر همه چيز غلبه دارد : وهمهء أشياء در قبضهء قدرت أو قرار دارند .
5 - حق تعالى نسبت به همه چيز حاكميّت دارد .
غالب بودن وقوّت داشتن خداوند نسبت به همه چيز اشاره به قدرت كاملهء خداوند بر تمام أمور وممكنات است . چون قوى وغالب بودن بيان كننده قدرت كامل وتمام مىباشد .
معنى غالب از قوى در توصيف قدرت مفهوم بيشتر وزيادترى را بيان مىكند وبا معنى قاهر كه قبلا شرح داديم تقريبا يكى است . توضيح بيشتر كلام حضرت ودليل غالب وقوى بودن حق تعالى نسبت به همه اشيا اين است كه خداوند مبدأ ومنشأ تمام موجودات است وهر موجود وممكنى نيازمند اوست .
بديهي است كه خالق نسبت به مخلوق خود توانا ونيرومند باشد ، چه اگر چنين نبود ، قدرت آفرينش نداشت . در كتب كلامي اين موضوع بخوبى توضيح داده شده است .
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 593
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٥٩٣