تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 590

مساهمون:

ص٥٩٠
« دليل پايان نيافتن نعمتهاى بهشتى » اين است ، كمالى كه بر اثر پرستش وعبادت براي انسان حاصل وموجب سعادت بهشت شود ، ملكات وخصلتهايى هستند كه در جوهر ذات انسان استوار مىشوند ، وأو را قابل فيوضات وفيض گرفتن از جانب فياض مىكنند وتغييرى در آنها حاصل نمىشود ، ما دام كه اين قابليّت در جوهر ذات انسان پايدار باشد فيض حق همچنان برقرار خواهد بود ، مگر نه اين است كه أو بخشندهء مطلق است وبخل وامتناعى در ذات أو نيست . اين جملهء امام ( ع ) كه : ولا يظعن مقيما ؛ اقتباس از آيات كريمه قرآن شده است . آنجا كه خداوند متعال مىفرمايد : لَهُمْ جَنَّاتُ النَّعِيمِ خالِدِينَ فِيها . « 7 » وباز مىفرمايد : إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ كانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلًا خالِدِينَ فِيها لا يَبْغُونَ عَنْها حِوَلًا « 8 » . زيرا نعمتهاى ابدى ذاتا مطلوب هستند وچون ممنوعيّتى در صرف وخرج آنها نيست ، طبيعتا كسى از آنها دل زده نمىشود . ( 14138 - 14131 )

قوله عليه السلام : ولا يهرم خالدها ولا ييأس ساكنها

يعنى أهل بهشت گرفتار بد حالي نمىشوند ، وچون لازمهء پيرى رنج ومحنت وبد حالي است بدين سبب بهشتيان پير نمىشوند تا دچار بد حالي شوند ، غصّه وغم از ساكنان بهشت بدور است بدليل فرمودهء حق تعالى كه از بهشتيان حكايت كرده ومىفرمايد : وَقالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنا لَغَفُورٌ شَكُورٌ الَّذِي أَحَلَّنا دارَ الْمُقامَةِ مِنْ فَضْلِهِ لا يَمَسُّنا فِيها نَصَبٌ وَلا يَمَسُّنا فِيها « 9 » . چون غم واندوه به سراغ بهشتيان نمىرود ، بنا بر اين پير هم نمىشوند .
هامش
( 7 ) سورهء لقمان ( 31 ) آية ( 8 ) : براي نيكان بهشت نعمتهاست وهمواره در آن جاويد خواهند بود . ( 8 ) سوره كهف ( 18 ) آية ( 107 و 108 ) : آنان كه ايمان بياورند وكارهاى شايسته انجام دهند ، جنات فردوس را خواهند داشت در آن فرود آيند وخواهان دگرگونى وضع نخواهد بود . ( 9 ) سوره فاطر ( 35 ) آية ( 34 و 35 ) : أهل بهشت مىگويند سپاس شايسته خداوند است كه اندوه را از ما بدور كرد ، زيرا أو هم آمرزنده است وهم پاداش شكرگزارى را ادا مىكند ، خداوندى كه از فضل خود ما را در جايگاه هميشگى وارد كرد ودر چنين مكاني سختى ودشوارى ما را فرا نمىگيرد .