تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 571

مساهمون:

ص٥٧١

[ ترجمه ]

« شگفتا ، پسر آن زن بد نام مرا در ميان أهل شام مزاح وبذله‌گوى معرفى كرده ودر ذهن آنها جا داده است كه من مردى بسيار شوخ طبعم وبا بذله گوييهاى خود مردم را مىخندانم وسخن نادرستى گفته است وبا اين گفتار كذب گناهكار شده است . آگاه باشيد كه بدترين گفتار دروغ است . از خصوصيات عمرو عاص اين است كه دروغ مىگويد ، وعده مىدهد وخلاف مىكند ودر سؤال خود اصرار مىورزد تا طرف را از رو ببرد . اگر چيزى از أو سؤال شود ، در پاسخ گفتن بخل به خرج مىدهد ودر عهد وپيمان خود خيانت مىكند ، پيوند وخويشى را پاره كرده قطع رحم مىكند ؛ هنگامى كه جنگ فرا رسد ، هنوز كه شمشيرها از نيام كشيده نشده باشد ، بسيار امر ونهى مىكند ولى بگاه كارزار بزرگترين هنرش براي خلاصي يافتن از كشته شدن عورتش را نمايان مىكند « 1 » . آگاه باشيد ، به خدا سوگند ياد مرگ مرا از شوخى باز مىدارد ، وفراموشى آخرت وى را از سخن حق گفتن مانع مىشود . أو با معاوية بيعت نكرد ، مگر اين كه معاوية قول داد به أو هديهء بزرگى بدهد وبه خاطر دين فروشىاش رشوهء كلانى دريافت دارد « 2 » . »

[ شرح ]

اين كلام امام ( ع ) داراى سه بخش بشرح زير مىباشد . ( 13919 - 13888 )

1 - بخش أول

اين است كه امام ( ع ) در آغاز ادّعاى عمرو عاص را در حق خودش ، كه أو مردى شوخ وبذله‌گوست ومردم را با مزاح وشوخى سرگرم مىدارد ، نقل وبا جوابي كه در اوّل آن تعجّب را به كار مىبرد اين ادّعا وتهمت را ردّ مىكند ودر پايان سخن ادّعاى أو را ادّعايى دروغ وبي اساسى دانسته مىفرمايد : شگفت از فرزند نابغة است كه چنين ادّعاى دروغى را شايع كرده وبا
هامش
( 1 ) اين سخن امام اشاره به جنگ صفين است كه عمرو عاص در برابر شمشير برق آساى امام ( ع ) خود را به زمين انداخته كشف عورت كرد . ( 2 ) حكومت مصر .