با بيان اين كه فعلا فرصت داريد ومرگ به سروقتتان نيامده است ، استعاره را ترشيحيه كرده است . مقصود از مهلت داشتن انسان كناية از زندگى دنيوي اوست ومنظور از رها بودن روح ، مهلت وفرصتى است كه هر فرد براي انجام اعمال نيك دارد . هر چند اين مجال وفرصت در حال ترديد ودو دلى سپرى مىشود ، وانسان در آمادگى براي كمال يأبى ملاقاة پروردگارش ترديد دارد ، ويا سهلانگارى مىكند .
بعضي مقصود از « فينة الإرشاد » را هدايت يافتن نفوس به راه خداوند ، وبه دست آوردن سعادت ابدى معنى كردهاند ، وتمام عمر را مهلتى براي رسيدن به كمالات معنوي ، در نظر گرفتهاند .
6 - فايده ششمى كه امام ( ع ) متذكّر مىشود ، اين است كه قصد اوّلى انسان لزوما بايد در جهت طاعت وعبادت حق تعالى باشد ، يعنى سزاوار است كه انسان در آغاز تكليف تصميم وارادهء قلبيش فرمانبردارى خداوند وتسليم فرمان أو باشد ، تا آنچه بر لوح نفساني أو از كمالات وارد مىشود ، موجب سعادت اخروى وى شود . چه در آغاز جوانى وعمر لوح نفساني انسان از تيرگيهاى باطل صاف وروشن است ولى اگر به عكس انجام گيرد ، يعنى در آغاز عمر وجوانى ميل نفساني انسان معصيت الهى باشد ، چهرهء نفساني أو به اخلاق زشت سياه مىشود وپس از آن قادر نخواهد بود كه از نورانيّت حق استفاده كند ودر نهايت از زيانكارترين افراد خواهد شد .
7 - از الطاف الهى اين است كه براي توبه وبازگشت به انسان مهلت داده است ؛ انسان گناهكار را براي برگشت از معصيت ونافرمانى فرصت عنايت كرده وبلافاصله به گناهش أو را مؤاخذه نكرده است زيرا غرض حق سبحانه وتعالى اين است كه افراد ناقص به كمال مطلوب وجودي خود برسند . امام ( ع ) فرصت داشتن گناهكار را با عبارت زيباى خود ، مهلتى براي توبه تعبير كرده است .
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 568
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٥٦٨