تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 569

مساهمون:

ص٥٦٩
8 - بدليل نياز شديد انسان در آخرت به اعمال نيك خداوند زمان انجام دادن كارهاى نيك را ، فراخ ووسيع قرار داده است . از اضافه كردن كلمهء « انفساح » به كلمهء « حوبه » نياز فورى وفوتى اين حقيقت فهميده مىشود ؛ زيرا هر حاجت ونيازى كه انسان براي زندگى اين دنياي خود داشته باشد . هر چند ضروري ولازم باشد ، فورى وفوتى نيست واميد بر طرف شدن آن را دارد ، بر خلاف نيازمنديهاى آخرت كه به مجرّد از دنيا رفتن انسان اعمال صالحي كه بشدّت مورد نياز است وبايد جبران كمبودها را بنمايد قطع مىشود ، جز دنيا محلّى براي انجام كارهاى اخروى وجود ندارد ، بنا بر اين انسان گناهكار شديدترين نياز وضرورىترين حاجت را به انجام اعمال نيك دارد ودر بدترين صورت در قيامت ظاهر مىشود . امام ( ع ) با « واژهء ضنك وضيق » به گرفتار آمدن انسان ، در حصار تن وزنجيرهاى جسم ، ودوزخ بدن اشاره كرده است ؛ ومقصود از « روع وزهوق » جزع بزرگى است كه از ترس مرگ ، ومراحل بعد از آن حاصل مىشود . 9 - غائب منتظر . در كلام امام ( ع ) كناية از فرا رسيدن ناگهانى مرگ ، وهجوم بي خبر وى مىباشد . لفظ غايب را به عنوان استعاره براي مرگ به شباهت مسافري كه همواره انتظار ورود آن را دارند ، به كار برده است . استعاره را با استفاده كردن از لفظ « قدم » ترشيحيّه كرده است . 10 - مقصود از : « اخذة العزيز المقتدر » اين است كه أرواح با قدرت وفرمان غلبه دارنده‌اى كه هرگز مغلوب نمىشود ، از كالبدها گرفته مىشوند ، وهيچ نيرومندى توان مقابله با قدرت خداوند را ندارد . واز أطاعت وفرمان أو نمىتواند سرپيچى كند .
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 569 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم