در حالي كه صدايشان همچون رعدى غرّان وچشمهايشان مانند برقى ، درخشان شده وموى سرشان را از فرط بلندى بدنبال خود مىكشند وخاك گور را با دندانهايشان به هر طرف مىپراكنند وبشدّت كه گويا زلزلهاى رخ داده است تو را تكان مىدهند . واز تو مىپرسند كه پروردگار وپيامبرت كيست ، ودينت چيست ؟ در آن هنگام بر تو چه خواهد گذشت ؟ عمر در پاسخ گفت : در آن وقت عقل من بجا خواهد بود ؟ پيامبر ( ص ) فرمود : بلى خردت بجاست . عمر گفت پس جوابشان را خواهم داد .
در حديث ديگرى پيامبر ( ص ) نكير ومنكر را به سياه چهره وكبود چشم توصيف فرموده است بايد دانست آنچه در بارهء عالم قبر ، سؤال وپرسش وعذاب ، از طريق شريعت به ما رسيده است داراى سه مرتبه است به طريق زير :
1 - مرتبه اوّل : آنچه مسلّم وآشكار است اين است كه وجود نكير ومنكر را با همان صورت ملكىشان كه نقل شده است باور داريم وهم مار وكژدمهايى كه ميّت را مىگزند وآزار مىدهند . هر چند ما نتوانيم آنها را مشاهده كنيم ، زيرا چشم سر ما براي مشاهده عالم ملكوت شايستگى ندارد . آنچه به عالم آخرت مربوط باشد از عالم ملكوت شمرده مىشود . بدين دليل كه صحابه رسول به نزول جبرئيل بر پيامبر ( ص ) ايمان داشتند وپيامبر ( ص ) أو را مشاهده مىكرد ولى أصحاب رسول أو را نمىديدند وچنان كه جبرئيل شباهت به انسانها ندارد ، نكير ومنكر هم به مردم شباهتى ندارند وكارهاى آنها مانند كار انسانها نيست . مار وكژدمهاى قبر نيز شباهتى به مار وعقربهاى دنيا ندارند . وجود فرشتگان ، مار وكژدمها را بمعنى ديگرى بايد فهميد .
2 - مرتبهء دوّم : به مثل چنان كه شخص خواب انساني را مىبيند كه أو را دارد كتك مىزند ويا مىخواهد أو را بكشد ، ويا ماري را مىبيند كه مىخواهد أو را زهر بدهد ، در عالم خواب ناراحت مىشود . گاهى ديده شده است كه شخصي
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 561
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٥٦١