11 - تقواى كسى كه ، راه وروشها به أو نمايانده شود ، وأو به چشم بصيرت راه خدا را دريابد ، يعنى راه را بشناسد وبراي پيمودن آن نهايت كوشش خود را بكار گيرد ، در حالي كه از تاريكيهاى جهل وناداني گريزان است راه حق را يافته ونجات پيدا كند آن گاه ثمرات پيمودن طريق حق را ذخيرهء آخرت خود قرار دهد .
بدين شرح كه راه حق رفتن وفرمان خدا بردن ، ذخيرة معادش گردد ، وبا سلوك در طريق حق محتواى وجودي خود را از ناپاكيهاى دنيا پاك ، ودر طول حيات ، با خودسازى استعداد كمالات لازم در معاد را پيدا كند ، وتوشهء مناسبى براي روز وفات خود فرآهم آورد وآنچه براي سفر آخرت كه خود ، مسافر آن است وسر منزل نيازش ، بشدّت بدان محتاج است ، آماده سازد ، زيرا هر مرتبهاى از كمال كه انسان بدان دست يابد مقدّمهاى براي مرتبه بالاتر خواهد بود چه اگر مراتب پايين نباشند صعود به مراتب بالاى آخرت ممكن نيست وراهى براي كسب كمال ورفع نيازمندى در آن دنيا وجود ندارد .
( 13022 - 13018 )
منظور از كلام امام ( ع ) : « قدّم زاد أمامه »
از پيش فرستادن زاد آخرتى كه فرا روى انسان قرار دارد وسرانجام بدان جايگاه منتقل مىگردد . همين حقيقت است كه نيازمندى دنياي ديگر را بايد از اين دنيا فرآهم كرد .
( 13030 - 13023 )
قوله عليه السلام : فاتّقو اللّه عباد اللّه جهة ما خلقكم له ،
چون مقصود از خلقت شناخت حق تعالى ورسيدن بقرب اوست معناى جمله چنين خواهد بود : تقواى خود را در جهتي كه خداوند شما را بدان منظور آفريده است قرار دهيد ، نه در ريا وشهرت وآوازه كه ارزشى نخواهد داشت .
كلمهء « جهت » به عنوان ظرف در عبارت امام ( ع ) منصوب به كار رفته است . احتمال ديگر آن كه مفعول فعل نهفته « اقصدوا » باشد . در اين صورت معناى جمله چنين خواهد بود . با تقواى الهى هدفى را اراده كنيد كه به آن منظور آفريده شدهايد .