تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 532

مساهمون:

ص٥٣٢

[ لغات ]

( عناها ) : آن را مهم شمرد ، به آن اهميت داد . ( عشى ) : در شب نديدن ، تاريكى كه در هنگام شب چشم انسان را فرا مىگيرد . ( اشلا ) : جمع شلو عضو بدن انسان . قطعه‌اى از گوشت . در اين خطبه كناية از تمام بدن است يعنى اندام . ( حنو ) : كنار ؛ پهلو ، طرف . ( ارفاق ) : منافع ، سودها . بعضي ارماق تلفّظ كرده‌اند ( كه جمع رمق است ) . ( ارماق ) : باقي ماندهء جان در بدن . ( خلاق ) : نصيب وبهره . الخلاق به كسر ( خ ) ريسمانى كه بر گلو بسته مىشود وخفگى ايجاد مىكند . ( ارهاق ) : با عجله نزديك شدن ، عجله كردن . ( تشذّب ) : جدا شدن ، تفرقه پيدا كردن . ( انف الأوان ) : اوّل زمان هر چيز . در اين خطبه منظور اوّل جوانى است . ( بضاضه ) : كمال وقوّت يافتن بدن . ( هرم ) : پيرى زياد ، نهايت سنّ پيرى . ( غضارة العيش ) : خوشى زندگى . ( آونة ) : جمع أوان ، مانند أزمنة جمع زمان وبه همين معنى زمان است . ( زيّال ) : برطرف شدن از بين رفتن . ( ازف ) : نزديك شد . ( علزة ) : لرزشى كه بيمار را فرا مىگيرد . ( حقدة ) : ياران وأعوان . ( غودر ) : ترك شد . ( انهكه ) : أو را كهنه وفرسوده كرد وپوساند . ( معالم ) : آثار ونشانه‌ها . ( شحب ) : شتر لاغر ومردنى . ( نخجره ) : كهنه ، فرسوده ، پوسيده . ( أعباء ) : بارهاى سنگين . ( مهد الأمر : يا مهّد الأمر ) : كار را آماده ساخت با تخفيف ويا تشديد معنى فرق نمىكند . ( جرض ) : وقتي كه انسان آب دهانش را از روى اندوه وحزن فرو برد . ( قدة ) : با كسر قاف ودال بي نقطه ، راه ومسير ، بعضي اين كلمه را به ضم قاف ودال نقطه‌دار تلفّظ كرده‌اند ولى به صورت أول صحيحتر است .

[ ترجمه ]

« خداوند جهان براي حفظ ونگهدارى أمور مهم گوشها ، وبراي ديدن اشيا چشمها را آفريد ( تا انسانها آنچه به كار دين ودنيا آيد بشنوند وببينند وحفظ ونگهدارى كنند . ) خداوند اعضاى مختلفي را كه مناسب با كارهاى لازم بدن باشد وبه آسانى