تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 446

مساهمون:

ص٤٤٦
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا
« 1 » ؛
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ
« 2 » ؛
وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِناتِ بِغَيْرِ مَا اكْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتاناً وَإِثْماً مُبِيناً
« 3 » . در قرآن آيات فراوانى بدين معنى آمده است . امام ( ع ) لفظ « لسان » را از باب اطلاق اسم سبب بجاى مسبّب براي وعظ مجاز آورده‌اند . ( 11953 - 11935 )

قوله عليه السلام : أنا حجيج المارقين :

منظور از « مارقين » تمام كساني هستند كه از دين خارج شده باشند ومقصود از « خصيم المرتابين » يعنى آنان كه با شكّ وشبهه وبدون دليل قتل عثمان را به آن حضرت نسبت مىدادند . قول ديگر اين است كه مراد شك كنندگان در باره درستى دين يعنى منافقان مىباشند . قوله عليه السلام : وعلى كتاب اللّه تعرض الأمثال إلى آخر اين فراز از سخن امام ( ع ) اشاره به دليلي است كه بر عليه آنها اقامه كرده وبه علّت اين تهمت نادرست آنها را خصم ودشمن خود مىداند . شرح استدلال كلام حضرت چنين است . هر عمل منكري كه از انسان صادر شود ، بايد نشانه‌اى از گفتار ، كردار ويا اعتقاد بر صدور آن وجود داشته باشد . در مورد اتّهام بنى اميّه ونسبت قتل به امام ( ع ) بايد گواهى از گفتار يا كردار ويا نيّت باطني آن حضرت بر ارتكاب قتل ، در دست بنى اميّه مىبود تا مىتوانستند ادّعا كرده آن بزرگوار را متّهم نمايند ، وچون بنى اميّه شاهدي كه حاكى از اثبات ادّعايشان باشد ، در اختيار نداشتند و
هامش
( 1 ) سورهء حجرات ( 49 ) آية ( 12 ) : برخى ظن وپندارها معصيت است . . . وهرگز غيبت يكديگر را روا مداريد آيا دوست داريد كه گوشت برادر مردهء خود را بخوريد . ( 2 ) سورهء حجرات ( 49 ) آية ( 12 ) : برخى ظن وپندارها معصيت است . . . وهرگز غيبت يكديگر را روا مداريد آيا دوست داريد كه گوشت برادر مردهء خود را بخوريد . ( 3 ) سوره احزاب ( 33 ) آية ( 58 ) : وآنان كه مردان وزنان با ايمان را بىتقصير بيازارند بترسند كه دانسته گناه وتهمت بزرگى را مرتكب شده‌اند .