آگاهى خداوند نسبت به أمور سبب مىشود كه اهميتى به زشت وزيبا بودن كار ندهد . وبه انجام باطل وارتكاب منهيّات دست بزند . ولى هنگامى كه متوجّه شود كه بر انسان گواهان ، نگاهبانان ، ونويسندگانى گماشته شدهاند ، تا افعال أو را محاسبه كنند ، اين توجّه به عقل أو كمك مىكند تا نفس امّاره را در هم بشكند ، وتوهّمات دروغ خود را كنار بگذارد واز پيروى هواي نفس كنارهگيرى كند ، پس فايدهء شاهد بودن پيامبر به خود آمدن انسان از حال غفلت وبىخبرى است . اين گواهى وشهادت ادامه مىيابد وبعد از رسول خدا ( ص ) ناگزير ، براي دين حافظانى خواهند بود كه امانتداران رسول ، وتا روز قيامت گواهان بر امّت باشند .
با توجّه به اين كه شاهد ، بايد از مورد شهادت آگاهى داشته باشد ، وحقيقت آن را بداند . فائدهء آن ترس وحشت شخصي خواهد شد ، كه بر عليه أو گواهى داده مىشود . بنا بر اين فرد گناهكار همواره نگران خواهد بود كه اگر حقي را منكر شود ويا حقي را به صاحبش نرساند شاهد بر عليه أو گواهى دهد . ورسوا شود وبه بدترين وجهي آبرويش به خطر افتد . با توضيح فوق روشن شد كه همين معنى وفايده بر گواهى أنبياء نسبت به امّت بار است وبه طريق ذيل .
1 - شهادت أنبيا ، موجب حفظ دستورات خدا ، وانجام تكاليفى مىشود كه ، از جانب حق مقرر شده است .
2 - شهادت أنبياء سبب ترس گناهكاران در روز قيامت مىشود كه مبادا رسول در آن روز بر عليه آنان شهادت دهد ، وموجب رسوايى روز حشر آنان شود .
ودر نتيجة به عقوبت واجباتى كه ترك كردهاند ، گرفتار شده ، عذاب دردناكى آنها را فرا گيرد .
با شرحي كه داده شد ، معناى گواه بودن پيامبر بر خلق خدا بخوبى روشن شد .
21 - پيامبر ( ص ) از جانب خداوند به حق مبعوث گرديده است .
منظور از حق در عبارت امام ( ع ) ديني است كه خود ثابت وپابرجا ونفع
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 433
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٤٣٣