در نظر گرفته شده است نه آن كه چند زمين وجود داشته باشد . وگاهى به لحاظ سطح خارج زمين از آب ، كه حيوانات از آن استفاده مىكنند ، گستردگى اطلاق مىشود ، چه به ظاهر ، در ذهن مردم ، روى زمين مسطّح وگسترده است ، هر چند به اعتبار عقل ، زمين ، محدّب وبرآمده مىباشد . البتّه به مسطّح بودن زمين خداوند اشاره كرده مىفرمايد :
وَاللَّهُ جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ بِساطاً
« 3 » ؛
الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ فِراشاً
« 4 » .
ب : خداوند كسى است كه آسمانها را محكم واستوار ساخت كه بر زمين سقوط نكند . اگر اشكال شود كه امام ( ع ) در خطبهء قبل فرمودهاند : آسمان را بدون استوانه وپايهاى محكم واستوار ساخت امّا در اين خطبه به « عمد » كه طناب وپايه است اشاره كرده ، استحكام آسمان را به عمد نسبت مىدهد وبظاهر اين دو كلام منافاة دارند ! در پاسخ اين اشكال گفته مىشود اين دو كلام با يكديگر تناقض ندارند .
چنان كه قبلا توضيح داديم منظور از « عمدى » كه آسمانها بدان استوار شده است قدرت خداوند است نه وسايل مادّى ، پس وقتي كه مىگوييم عمدّ ندارد ، يعنى طناب واستوانههاى مادّى ، هنگامى كه گفته مىشود « عمد » دارد يعنى قدرت حق آن را محكم واستوار نگاه داشته است .
ج : خداوند كسى است كه دلها را بر فطرت آفريد چه آنها كه شقىاند وچه آنان كه سعيد مىباشند يعنى حق تعالى ، نفوس را چنان مهيّا ومستّعد وآماده آفريده است ، كه قادرند راه خير ويا شرّ را پيموده ، ودر نتيجة مطابق قضاى الهى مستحق سعادت ويا شقاوت قرار گيرند . خداوند متعال در بارهء زمينهء استعداد وآمادگى فرموده است : وَنَفْسٍ وَما سَوَّاها فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَتَقْواها قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها
هامش
( 3 ) سورهء نوح ( 71 ) آية ( 19 ) : خداوند كسى كه زمين را براي شما فرش قرار داد .
( 4 ) سورهء بقره ( 2 ) آية ( 22 ) : خداوند زمين را براي شما بساط قرار داد .