تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
( دمغ ) : شكستن استخوان دماغ « كناية از مغلوب ساختن طرف مقابل » . ( جيشات ) : جمع جيشة ، وقتي كه ديگ بجوش آيد وغليان پيدا كند . ( اضطلع بالأمر ) : براي حمل چيزى قوّت ونيرو يافت ، از مصدر ضلاعة كه به معناى قوت است گرفته شده است . ( استيفاز ) : عجله كردن . ( نكول ) : رجوع ، بازگشت . ( قدم ) : جلو افتادن ، پيشى گرفتن . ( وهى ) : ضعف وناتوانى . ( وعى الامر ) : موضوع را فهميد . ( قبس ) : شعلهء آتش . ( وأورى ) : روشن ساخت ، فروزان كرد .

[ ترجمه ]

« خداوندا اى گسترانندهء زمين واى برپا دارندهء آسمانها واى كسى كه دلها را مطابق فطرتشان آمادهء پذيرفتن حق وارشاد آفريده‌اى ، آن كه بخواهد سعادت وآن كه نخواهد شقاوت را انتخاب مىكند . شريفترين درودها وبرترين بركاتت را بر محمد ( ص ) رسول وبندهء خود قرار بده پيامبرى كه أنبياء پيشين به وى ختم گرديد وراه‌گشاى مشكلات آينده شد . دين حق را با دليل وبرهان براي مردم ظاهر وآشكار گرداند ولشكريان باطل وناحق را از ميان برد ، هيبت وصولت گمراهان را در هم شكست . خداوندا چنان كه پيامبر به دستور تو قيام كرد ، وبار سنگين رسالت را به دوش كشيد ، وبراي رضا وخوشنودى تو ، ثبات قدم به خرج داد ، بي آن كه در انجام وظيفه‌اش سستى ورزد ويا در اراده عزمش ترديد ودو دلى پديد آيد ( تو نيز بر أو رحمت ودرود فرست ) . ( بار الهى اين محمّد ( ص ) پيامبر تو است كه وحى را ضبط ونگهدارى كرد وبر پيمانت وفادار ماند ، ودر اجراى فرامين واحكامت كوشش كرد ، تا روشنايى دانش را در دلها برافروخت وراه راست را براي اشخاص خطاكار روشن ساخت ، وبا وجودي كه دلها در فتنه وگناه غوطه‌ور بودند ، آنها را هدايت كرد . پرچمهاى ديانت را به وضوح برافراشت ، واحكام نوراني شريعت را رواج داد ) . آرى أو امانتدار وحى ، ونگاهبان اسرار نهفته وخزانه‌دار رموز خداوندى
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 424 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم