بعضي از راويان « سوقا » در كلام حضرت را « شوقا » با شين قرائت كردهاند . در اين صورت معناى جمله چنين خواهد شد : « از روى شوق وعلاقة به سوى شما نيامدهام . » ( 11531 - 11504 ) 2 - سرزنش مردم كوفه ، به لحاظ اين كه شنيده بود ، آنها توهّمات فاسدى داشته ، از روى جهل وناداني وكوتاه انديشى وصدور حكمتهاى مفيد از جانب آن بزرگوار وى را به دروغگوئى متّهم كردهاند . با اين عبارت كوفيان را مورد توبيخ شديد قرار داده است :
« به من خبر رسيده است كه شما مىگوييد على دروغ مىگويد ؟ ! » شرح ما وقع از اين قرار بود كه عدّهاى منافق صحابه نما در كوفه وجود داشتند كه در كارهاى حضرت اخلال مىكردند . آنها هنگامى كه شنيدند امام ( ع ) از يك سرى وقايع واتفاقات آينده مانند جنگ با ناكثين ، قاسطين ومارقين خبر مىدهد ، وسرنوشت خوارج نهروان بخصوص از ذو الثدية ، يعنى شخصي از خوارج كه يك دستش بمانند پستان زنى بود ، اطّلاع داده واين اخبار غيبى را به رسول خدا ( ص ) نسبت مىدهد ، در بين مردم شايع كردند كه علي ( ع ) در بيان اين أمور ونسبت آنها به رسول خدا ( ص ) دروغ مىگويد ؛ زيرا اخبار غيبى ، چيزى است كه عوام مردم آن را درك نمىكنند وجز علماء ودانشمندان اين اسرار را نمىفهمند .
منافقين نه تنها پشت سر امام ( ع ) اهانت ووى را به دروغگويى متّهم مىكردند ، بلكه گاهى روياروى آن بزرگوار نشسته ، نسبت به آن حضرت جسارت روا مىداشتند .
روايت شده است آن روزى كه حضرت فرمود :
« اگر جايگاه قضاوتى براي من ترتيب دهند ، ميان أهل تورات به توراتشان وميان پيروان إنجيل به انجيلشان وميان مسلمين به قرآنشان داورى مىكنم ، به
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 418
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٤١٨