تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
( اتعس ) : هلاك كرد . ( منسر ) : به كسر ميم وفتح سين ، بخشي از سپاه كه تعدادشان صد تا دويست نفر بيش نيست پيشقراولان ، مقدمة الجيش .

[ ترجمه ]

« اى بىوفا مردم ) تا كي با شما نرمى ومدارا كنم مانند شتردارى كه با شتران جوان خود ( كه عادت بار بردن ندارند وتازه بر پشتشان بار نهند وكوهانشان از بار سنگين كوبيده وزخم شود ) مدارا مىكند ويا مانند لباس كهنه‌اى كه مرتّب پاره مىشود از هر طرف آن را بدوزند از ديگر سو دريده گردد ، با شما رفتار كنم ( از هر سو شما را جمع كنم از ديگر سو پراكنده مىشويد كناية از عدم احساس مسئوليت وفرار از وظيفة است كه كوفيان به بهانه‌هاى واهى ، دعوت آن حضرت را در مقابله با دشمنان نمىپذيرفتند ، واز رفتن به جهاد خوددارى مىكردند ) . وحشت شما از دشمن چنان است كه هرگاه لشكرى از لشكرهاى شام بر شما بتازد هر يك از شما در خانه خود را بسته همچون سوسمار ويا كفتار ، در سوراخ ولانه‌هاى خود پنهان مىشويد . به خدا سوگند ، خوار وذليل كسى است كه شما أو را يارى كنيد ، ( چون در معركهء كارزار أو را تنها مىگذاريد ) هر كس به پشتيبانى شما به سوى دشمن تيراندازى كرد ، دشمن را با تير بدون پيكان هدف قرار داده است . به خدا سوگند ، شما در خانه‌ها بسياريد ودر زير پرچم براي رفتن به جهاد اندك وناچيز مىباشيد . من مىدانم كه چه چيز شما را اصلاح ، كجى ونادرستىتان را ، راست مىكند ( با ديكتاتورى ، شلّاق وزندان كار مىكنم كه در أطاعت وفرمانبرى تامّل نكنيد ) ولى به خدا سوگند اصلاح شما آن قدر مهمّ نيست . كه به خاطر آن نفس خويش را تباه سازم و ( فرداى قيامت مورد سؤال قرار گيرم ) . خداوند شما را خوار وذليل وبىآبرو كند . عظمت وبزرگى ، بهره ونصيبتان را نابود سازد شما حق را به اندازهء باطل نمىشناسيد ، وباطل را باندازه حق زير پا نمىگذاريد ( چه مردم فرومايه وپستى هستيد ) »
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 406 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم