داده آتش زدند . پس از رسيدن نامهء محمّد به امام ( ع ) حضرت با يكى از فرماندهانش به نام مالك بن كعب ودو هزار نفر براي يارى دادن محمّد به سوى مصر حركت كرد . پس از پنج شبانهروز طي طريق ، خبر شهادت محمّد وسقوط مصر به امام ( ع ) رسيد . آثار غم بر چهرهء حضرت نمايان گرديد . فرمود خداوند محمّد را ، بيامرزد ، جوان نو رسيده وكم تجربهاى بود وسپس كلام 65 را ايراد فرمود .
تصميم حضرت بر اين كه هاشم بن عتبه را به دليل خردمندى وتجربهاى كه داشت بر ولايت مصر بگمارد . پدر عتبه ، أبى وقّاص ، همان كسى است كه روز أحد دندانهاى پيامبر را شكست ولب آن حضرت را مجروح ساخت ولى هاشم از شيعيان مخلص امام ( ع ) بود ، ودر جنگ صفّين در معيّت آن بزرگوار بخوبى از عهدهء آزمايش سخت كارزار برآمد .
( 11268 - 11265 )
قوله عليه السلام : لما خلّى لهم الفرصة :
« اگر هاشم والى مصر بود صحنهء كارزار را چنان كه محمّد بن أبي بكر رها كرد ، ترك نمىكرد . » گمان محمّد اين بود كه فرار ، أو را از مرگ نجات مىدهد ، ولى اگر پايدارى مىكرد ، مردم در كنار أو مىماندند واگر هم كشته مىشد به مرگ با شرافت مرده بود .
( 11272 - 11269 )
قوله عليه السلام : ولا أنهزهم الفرصة :
در اين عبارت امام ( ع ) « فرصة » را كناية از مصر آورده ومنظور حضرت اين است كه اگر هاشم بن عتبه فرمانرواى آن ديار بود ، عمرو عاص ودارو دستهاش بر آنجا تسلّط نمىيافتند .
( 11286 - 11273 )
قوله عليه السلام : بلا ذمّ لمحمّد . . .
از اين كلام قصد ملامت محمّد را ندارم امام ( ع ) براي رفع هر نوع شبهه ودستآويزى مىفرمايند : ستودن هاشم به كاردانى وتجربه ومهارت دليل بدگويى از محمّد نيست بلكه به دو دليل محمّد در خور ستايش است .
اوّل آن كه محمّد براي من دوست داشتنى است ، روشن است كه امام ( ع )