تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠
وغير بديهي باشد اجتناب ناپذير است ، زيرا قوه واهمه همواره در محسوسات پذيرفته است ودر باره معقولات محض قابل صدق نيست . بنا بر اين عقل موقع جدا ساختن ، در معقولات صرف مورد معارضه ومخالفت احكام قوّهء واهمه واقع مىشود وهرگاه مطلوب عقلانى امرى دشوار باشد چه بسا كه شبيه آن در احكام وهمى يافت شود ونفس آدمي آن را حق پندارد ومقدّمه استدلال قرار دهد ونتيجهء باطل به دست آورد كه در ظاهر شباهت به حق داشته باشد . اما چون خداوند متعال از نيروى جسماني پاك ومنزّه است وعلم خداوند نيز ذاتي اوست ، محال است كه در احكام قضائيه وقدريّه حق تعالى اشتباهى صورت پذيرد ويا بدان شكى عارض شود ، زيرا شك واشتباه از ويژگيهاى قواى جسماني است . معناى قضا وقدر الهى را پيش از اين توضيح داديم ونيازى به تكرار آن نيست . ( 11003 - 10998 )

قوله عليه السلام : بل قضاء متقن وعلم محكم ؛

« حكم خداوند پايدار ودانشش استوار است . » معناى اين عبارت حضرت اين است ، كه كار خداوند از فساد ، شبهه وغلط به دور مىباشد . ( 11006 - 11004 )

قوله عليه السلام : وامر مبرم

اين جمله به معناى « قدر » كه توضيح وتشريحى بر قضاى محكم الهى است اشاره دارد وبخوبى روشن است كه معناى « لحكم » همان استوارى ، بىعيب ونقص بودن كار است وقتي كه كار محكم واستوار باشد انجام آن قطعيّت پيدا مىكند . ( 11012 - 11007 )

قوله عليه السّلام : المأمول مع النقم المرهوب مع النعم ، المرجوّ من النعم ( خ )

« كساني كه دچار خشم خدا باشند . باز هم به أو آرزو بسته‌اند وكساني كه داراى نعمتهاى الهى هستند از وى هراسان وبيمناكند . » خداوندى كه هم سخت‌گير وهم مورد آرزو وبرآورنده نياز است ، هم نعمت مىدهد وهم مورد ترس كه مبادا بر اثر ناسپاسى نعمتها را سلب كند .