تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
چشم به دشمن نگاه كردن . ( طعن الشّزر ) : با سكون « ز » از راست وچپ حمله كردن ، حملهء مستقيم نداشتن . ( ظبّى جمع ظبّة ) : دم شمشير ، تيزى شمشير . ( منافحة ) : درگير شدن با تمام أطراف شمشير ، پشت ، دم ونوك شمشير . ( اعقاب ) : جمع عقب يا جمع عقب به معنى پايان كار ، عاقبت سرانجام امر . ( سجحا ) : آسان ، سهل . ( سواد ) : جمعيّت زياد ، فراوان . ( رواق ) : خانه‌اى كه به شكل خيمه باشد وبر يك پايه واستوانه برافراشته شود . ( ثبجه ) : وسط ، ميان شيء . ( كسر ) : كنارهء خيمه . ( نكوص ) : رجوع ، بازگشت ( صمد ) : قصد ( ولن يتركم ) : بر شما نقصى وارد نمىكند .

[ ترجمه ]

« اى جماعت مسلمان ، ترس از خدا را روش خود قرار دهيد ، لباس آرامش ووقار را به تن كنيد ( در صحنه كارزار ) ؛ دندانها را بسختى روى هم بفشاريد ، زيرا پايدارى وسخت‌كوشى ، دشمن را بيشتر عقب‌نشينى داده وشمشيرشان را از سرتان دور مىسازد . زره را كامل پوشيده ودر آن بخوبى استتار نماييد ، شمشيرها را پيش از نيام برآوردن در داخل غلاف تكان دهيد ( تا ضمن به وحشت انداختن دشمن ، بركشيدن آن از غلاف به هنگام ضرورت آسان شود . ) با چشم نيم باز وخشم‌آلود دشمن را بنگريد ( كه موجب ترس ووحشت آنان شود . چه نگاه محبت‌آميز دشمن را به طمع انداخته بر شما جرى مىسازد . ) با نيزه‌هاى خود از راست ، يا چپ حمله كنيد ( تا دشمن نتواند بر شما كمين بگشايد ) با تيزى دم شمشيرهاى خود خصم را مورد هجوم قرار دهيد ( اگر شمشيرتان در رسيدن به دشمن كوتاه است ) با گامى به جلو نهادن آن را بلند كنيد . ( من همواره شمشير خود را در رسيدن به دشمن بدين‌سان بلند كرده‌ام ) آگاه باشيد كه شما مورد توجّه وعنايت خداونديد ، چون پسر عموى پيامبر خدا ، صلى اللّه عليه وآله را يارى مىكنيد . بنا بر اين پياپى بر دشمن حمله كنيد ، واز فرار شرم داشته باشيد چه اين كه فرار از كارزار ، موجب ننگ وبدنامى بازماندگان و