تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
ظاهر است . اين ظاهر به معناى أول بود ، امّا اگر ظاهر را به معناى دوّم بگيريم ، توضيحش اين است كه هر دانشمندى هر چند مقام علم ودانشش بالا باشد ، بر بعضي از أمور احاطه ندارد واز درك آنها درمانده است ودرك بسيارى از أمور برايش ممكن نيست . ولى از احاطه علمي خداوند متعال ، مثقال ذره‌اى در زمين وآسمان كوچك وبزرگ ، پوشيده نيست . همه چيز در مقايسه با علم خداوند ظاهر وآشكار است ، وباطني در مقابل دانش حق تعالى متصوّر نيست . در بعضي از خطبه‌هاى نهج البلاغة عبارت حضرت چنين نقل شده است :
كلّ ظاهر غيره غير باطن * وكلّ باطن غيره غير ظاهر
« هر ظاهري جز خدا باطن به حساب نمىآيد وهر باطني جز أو ظاهر محسوب نمىشود . » معناى تفصيلي دو جمله اين است كه هر ممكنى از ممكنات ، اگر براي حسّ وعقل روشن وآشكار باشد ، به آن باطن گفته نمىشود مانند خورشيد واگر بر حسّ وعقل پوشيده باشد ، به ظاهر وآشكار بودن متّصف نمىگردد . تنها خداوند است كه در عين ظهور نهفته است ، هم مخفى است وهم آشكار ؛ هم ظاهر است وهم باطن . به نظر من در صحّت اين نسخه بدل ، ترديد است . چه اين كه قبلا ثابت كرديم ، خداوند متعال ، به دو اعتبار ، ظاهر وآشكار وباطني ومخفى است . به لحاظى بعضي از ممكنات هم ، چنين هستند . به عنوان مثل هر عاقلى بضرورت ، وجود زمان را مىداند هر چند حقيقت آن بر حكما پوشيده مانده است ؛ به همين دليل دانشمندان در بارهء حقيقت زمان اختلاف نظر دارند مفهوم علم وحقيقت آن نيز چنين است . بنا بر اين چنين نيست كه هر ظاهري جز خداوند غير باطن باشد ، ويا هر باطني جز أو غير ظاهر باشد پس نسخه بدلي كه ذكر شد از نظر معنى صحيح به نظر نمىرسد ، در هر حال كه خداوند به حقيقت امر آگاه است . ( 10949 - 10924 )

11 - قوله عليه السلام : لم يخلق ما خلقه لتشديد سلطان إلى قوله منافر

« خداوند خلق را ، براي اين كه سلطنتش استوار گردد نيافريد . » مىگوييم :