فوق است ، جز اين كه معناى اطلاقى نداشته وبه قياس كساني كه اهميّت كمترى دارند ، سنجيده مىشود ؛ بنا بر اين هر چند به مخلوقات هم عزيز گفته مىشود ، ولى اين چنين عزيزي نسبت به موجود برتر وكاملتر ، در نهايت حاجت ونيازمندى است ، وباز آن كه داراى علوّ درجه وكمال رتبه است نسبت به ما فوق همين نيازمندى را دارد ؛ حاجت ونياز مادون به ما فوق ادامه مىيابد ، تا سرانجام به عزيز مطلقى برسيم كه ذلّت وخوارى در بارهء أو متصوّر نباشد . اين است معناى فرمودهء امام ( ع ) كه : « هر عزيزي جز خدا ذليل است . »
( 10867 - 10863 )
4 - قوله عليه السلام : كلّ قوىّ غيره ضعيف :
« هر نيرومندى جز خدا ناتوان است . » قدرت به معناى قدرت كامل ، ودر مقابل آن ضعف قرار دارد ، واز طرفي چون تمام موجودات در رابطه با قدرت خداوند ايجاد مىشوند ، روشن است كه قدرتى برتر ، از قدرت حق تعالى نيست . بنا بر اين ، هر چيزى جز خداوند ، كه به قدرتمندى توصيف شود ، در مقايسه با چيزى است كه از أو ضعيفتر باشد . امّا همين قوى به نسبت شيء قدرتمند ما فوق خود ضعيف به حساب مىآيد . وبدينسان هر قدرتمندى به نسبت ما فوق ناتوان است ، تا اين سلسله به قدرت خداوند سبحان منتهى شود . خداوند قدرتمندى است كه در مقايسهء با تمام أشياء ناتوانى در آن راه ندارد .
( 10872 - 10868 )
قوله عليه السلام : كلّ مالك غيره مملوك
نيز به همين اعتبار است . بدين شرح كه معناى « مالك » به قدرت باز مىگردد . « مالك » يعنى قدرتمندى كه ارادهء أو با استحقاقى كه جامعه برايش اعتبار كرده است ، در تغيير ، تبديل ، وتصرّف ، چيزى نافذ است ، وتصرّف ديگران در ملك منوط به اجازه مالك مىباشد . چنان كه قبلا ثابت شد ، همهء موجودات در قبضهء قدرت وخواست وارادهء خداوند است ، زيرا وجود وهستى اشيا از اوست . بنا بر اين مالك مطلقى كه برايش نسبت به چيزى فرض مملوكيّت نمىشود ، پروردگار جهانيان است ، وبه همين دليل