تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 368

مساهمون:

ص٣٦٨
همه چيز وهمه كس مملوك اوست ؛ هر چند در عرف اجتماع به بعضي اشخاص نسبت به اشيا مالك گفته مىشود . در مباحث قبلي توضيح داده ، روشن ساختيم ، كه لفظ « قوى ومالك » به عنوان اشتراك اسمى ولفظي هم بر خداوند وهم بر غير خداوند اطلاق مىشود . ( 10877 - 10873 )

5 - قوله عليه السلام : وكلّ عالم غيره متعلّم :

« هر دانشمندى جز خداوند ، دانش‌آموز است . » در علم كلام ثابت شده است كه علم خداوند نسبت به أشياء ذاتي است ، در بارهء اين مطلب به تفصيل در گذشته بحث كرده‌ايم . دانش حق تعالى از چيزى يا كسى استفاده نشده است ولى دانش ديگران از طريق آموزش به دست مىآيد . هر دانش‌آموزى از معلّم خود وباز آن معلّم از معلّم خود دانش‌آموزى كرده‌اند ، تا حد نهايت به علم خداوند كه فياض خيرات است رسيده‌اند . بنا بر اين هر دانشمندى جز أو هر چند به اعتبار داشتن دانش عالم ناميده شده است ، در حقيقت دانش‌آموز است . عالم مطلق تنها اوست كه در دانشمندى نياز به كسب علم ندارد . ( 10884 - 10878 )

6 - قوله عليه السلام : وكلّ قادر غيره يقدر ويعجر به

نظر ما ( شارح ) قدرت خداوند بدين اعتبار است ، كه أو منشأ ومصدر آثار خود مىباشد ؛ يعنى متّكى بر جسمانيّت نيست ، ولى منظور از قدرت غير خداوند همان قواى جسمانيى است كه از اعضا نشأت گرفته واعضا را براي انجام كارهاى اختياري تحريك مىكند . عجز وناتوانى در مقابل قدرت به همين معناست ، يعنى ناتوانى كه لازمهء وجودىاش توانمندى بوده است ، چنان كه هر يك از ما انسانها چنين بوده ودر انجام بسيارى از أمور ناتوان هستيم . قدرت وعجز را به دو معناى متقابل ديگر نيز گرفته‌اند كه مجال ذكر وتوضيحش در اينجا نيست . پس از آن كه معناى قدرت وعجز روشن شد مىگوييم قادر مطلق آن
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 368 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم