تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
برخى ديگر منظور از قليل را در عبارت حضرت حقير وناچيز تفسير كرده‌اند . اين معنا نيز با توجّه به واژهء وحدت كه در سخن امام ( ع ) به كار رفته تناسبى ندارد ، زيرا بيان حضرت كلّ مسمّى بالوحدة است ، عبارت « كل واحد » نيست تا توهّم اين معناى ادّعايى را داشته باشد واز كلام امام ( ع ) اشتراك اسمى ميان واحد بودن خدا وغير خدا استفاده شود . مفهوم واحد براي خدا وغير يكسان است ولى مصداق واحد ، در بارهء حق تعالى معناى قلّت را نداشته وپايه كثرت واقع نمىشود ، وقابل شمارش نيست . ( 10862 - 10858 )

3 - قوله عليه السّلام : وكلّ عزيز غيره ذليل :

« هر عزيزي غير از خداوند خوار وذليل است . » در تعريف عزيز گفته‌اند : عزيز چيز ارزشمندى است كه نظير آن كمياب ونيازمندى به آن شديد ، ودسترسى به آن دشوار باشد . هر يك از سه قيدى كه در تعريف عزيز به كار رفته ، از جهتي بيان كننده كمال ويا نقصان است . الف : كمال از جهت كميابى ، بلكه نايابى ، كه جز يك فرد ندارد ، ومحال است كه مانند وى پيدا شود . روشن است كه هيچ چيز ، جز ذات مقدّس حق تعالى داراى چنين مشخّصه‌اى نيست ؛ كمال در ارزشمندى به معناى ميل ورغبت همگان نسبت به وى مىباشد . بدين سبب كه تمام اشخاص واشيا در تمام أمور شديدا نيازمند اويند ، وجز خداوند كسى بدين كمال نيست . ب : كمال از جهت مشكل دست يافتن بر خداوند ، بدين مفهوم است كه رسيدن به حقيقت ذات حق تعالى به معناى إحاطة پيدا كردن بر آن محال است ، واين ويژگى جز در مورد خداوند سبحان كمال محسوب نمىشود . با توجّه به توضيح فوق ، عزيز مطلق ، يعنى همان وجود مقدّسى كه تمام موجودات در نهايت ذلّت وخوارى ونيازمند به أو بوده ونسبت به كمال عزّتش در منتهاى ناچيزى وبندگى مىباشند . عزيزي كه در مورد مخلوقات به كار گرفته مىشود ، دقيقا به همان معناى