دنيا را تشبيه كرده به سلطاني ، كه از رعاياى خود ، روگردان شده ، به مال ومنال آنها را كمك نمىكند .
سپس مىفرمايند : « دنيا ساكنين خود را به سوى فنا ونيستى مىراند وهمسايگانش را براي مردن صدا مىزند . » حضرت دنيا را بطريق استعاره بالكناية ، به دو صفت : « بجلو راننده ودعوت كننده » متصف كرده است . جهت تشبيه در اين استعاره اين است كه دنيا دوران عمر وزندگى را به فنا ونيستى ومرگ قطع مىكند با وجودي كه همراه انسان است چنان كه راننده شتر وآوازخوان ، كه طىّ طريق مىكند وهمراه كاروان وشتر است از محلى به محلى كوچ مىكند .
استعاره گرفتن وشرح كلام حضرت بدين صورت مبنى بر اين است كه واژه « خضر » در عبارت به معناى راندن باشد ، امّا اگر « خضر » را به معناى ضربت نيزه وشمشير در نظر بگيريم ، كلام شكل مجاز را به خود گرفته ، دنيا به بلا ومصيبت نسبت داده شده است ، از جهت شباهتى كه مصيبتهاى دنيا با زخم نيزه وديگر وسايل جرح وقتل دارند .
امام ( ع ) لفظ « فنا » و « موت » را براي وسيلهء بجلو راندن وآواز براي شتر خواندن استعاره آورده . فنا ومرگ را دو حقيقت انكارناپذير در نظر گرفتهاند . وجه شباهت اين است كه مرگ موجب انتقال انسان از دنيا به آخرت مىشود . چنان كه آواز براي شتر خواندن وتازيانهء براي راندن ، مثل هستند براي دو چيزى كه وسيله انتقال شتر از مكاني به مكاني مىگردند .
سپس مىفرمايند : از دنيا آنچه شيرين وصاف وشفاف است تلخ وكدر مىشود ومعروف دنيا ناشناخته ومجهول مىشود ، يعنى أموري كه در دنيا گوارا وخوشآيند است ، وانسان آنها را در بعضي أوقات صاف ، شيرين وخالى از ناگواريهاى بيمارى دانسته وبه دور از تلخىهاى آميخته به عوارض ناخوشآيند مىداند ، در معرض تغيير وتبديل به تلخى وآلودگى است .
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 298
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٢٩٨