حضرت ترك قتال را مستلزم دو صفت خوارى وعقبنشينى از جايگاه شرف دانسته ، تا تنفّر يارانش را برانگيخته وچهرهء زشت خفّت را ترسيم كند ، وبهرهمندى از آب را كه نهايت خواست اصحابش بود با سيرابى شمشيرها از خون دشمن كه لازمهاش ، پيكار با آنهاست قرين ساخته تا جنگ را به گونهاى دوست داشتنى ومورد رغبت وميل آنها قرار دهد . نسبت دادن سيرابى به شمشيرها نسبتي مجازى است چه في الحقيقة شمشير آب نمىخورد .
فراز سوّم از لطائف كلام حضرت اين است كه مرگ در زندگى شماست اگر شكست بخوريد ، زندگى در مرگ شماست ، اگر پيروز شويد . زيبايى كلام امام ( ع ) در اين است كه پارساترين عبارت وبليغترين سخن يارانش را براي پيكار آماده مىسازد ودورنماى جنگ را برايشان تصوير مىكند . بدينسان كه :
نهايت هدفى كه شايد بدان قصد از جنگ فرار نمايند ، زندگى دنيوي است كه مىترسند بر اثر جنگ از ميان رفته ومرگ به سراغشان بيايد ، در حالي كه زندگى با ذلّت شكست ، خود نوعي مرگ حاضر است كه هماكنون با فرار برايشان مسلّم مىگردد . امام ( ع ) لفظ مرگ را ، براي سختيها وهوسهايى كه از ناحيهء دشمن صورت گيرد مجاز آورده است . چنين مرگى ، در نظر خردمندان چندين مرتبه از مرگ بدن سختتر وناگوارتر است ، زيرا بىاعتبارى ، از بين رفتن عزّت شكست وخفّتپذيرى ، در نزد عقلا نه يك مرتبه مردن ، بلكه مرگهاى پياپى مىباشد .
احتمال ديگرى كه براي لفظ مرگ داده شده است اين است كه مرگ مجاز باشد ، از ترك فرمان خدا در جهاد . ترك عبادت وفرمان حق براي نفس انساني مرگ محسوب مىشود ، ودر برابر خوشنودى خدا عدم ونيستى است . با اين توضيح هدف زنده ماندنى كه براي تحقق آن از جنگ فرار كنيد ، در پيكار وجود دارد ، هر چند در راه خدا كشته شويد ، اين در صورتي است كه بر دشمن پيروز
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 291
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٢٩١