تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
أسباب آن است ؛ بنا بر اين لازم است ، انسان آنچه مىخواهد ويكى از أسباب أجابت آن دعاست فرآهم كند ، بقيّه أسباب را خداوند متعال ، بنا بر اقتضاى تقدير وقضا آماده مىسازد . بنا بر اين به منظور تهيّه كردن أسباب ، دعا واجب وانتظار أجابت نيز واجب است . آمادگى براي دعا تحقيقا زمينه را براي أجابت فرآهم مىكند . دعاى كامل وانجام كارى كه براي آن دعا مىشود . هر دو معلول علّت واحدى مثلا نيازمندى هستند ، وگاهى هر كدام براي ديگرى مىتواند علّت باشد . پس از رفع شبهه اوّل ، توهّم ديگرى كه در مورد دعا شده اين است كه : چگونه أمور آسمانى از دعاى ما متأثر مىشود ؟ بدين طريق كه ما دعا كنيم وبه أجابت رسد . اين تصوّر باطلى است ، زيرا دعا معلول است ونمىتواند در علّت خود اثر بگذارد . بنا بر اين ، دعاى دعا كننده أجابت نمىشود ، هر چند به تصوّر دعا كننده امرى كه براي انجام گرفتن آن دعا مىكند ، مفيد باشد . با توجّه به توضيح فوق ، علّت عدم أجابت دعا اين است كه انجام يافتن خواست دعا كننده هر چند بر حسب نظام كلّ مفيد باشد ، امّا مطابق مقصود وى داراى منفعت وسود نيست ، بدين دليل است كه أجابت دعا به تأخير مىافتد ويا أصلا أجابت نمىشود . به هر حال عدم أجابت دعا به لحاظ نبودن شرطي از شرايط خواست به هنگام دعاست . توضيح آن كه : نتيجة دعا يا بر حسب خواست دعا كننده ، ويا مطابق نظام كل ، مفيد نيست ، بنا بر اين دعا مورد أجابت قرار نمىگيرد . براي روشن شدن اين توهّم بايد دانست كه نفس وارسته به هنگام دعا از آغاز نيرويى بدان اضافه مىشود كه در عناصر مؤثر واقع شود ، وعناصر هم‌چنان قرار داده شده‌اند ، كه نفس مىتواند در آنها اثر كند واين خود أجابت دعاست . نشانهء اين تأثير پذيرى عناصر ، بدن خود ماست . بسيار اتفاق افتاده كه ما چيزى را تصور كرده در بارهء آن انديشيده‌ايم وبدن ما نيز بر حسب آنچه نفس اقتضا داشته ،