هم در سفر وهم در حضر باشد . براي توضيح بيشتر اين مطلب فرمودهاند :
جانشين قادر به همسفرى نبوده وهمراه قادر به جانشينى نيست .
در بارهء كلام حضرت كه « تنها خداوند مىتواند همراه مسافر در سفر وجانشين مسافر در خانه باشد » اگر اعتراضى شود كه اين وقتي به جا وبمورد است كه بگوييم هر چيز بىجهتى ، واجب الوجود است ، هر چند اين نظريّه را گفتهاند ، دليل صحّت اين موضوع بطور مطلق چيست ؟
در پاسخ مىگوييم ؛ به هر صورت حصر صحيح است ، زيرا بر فرض اين كه ثابت شود أمور مجرّد از جسمانيّت وجهت ، سواي خداوند وجود دارند . امّا آنچه كه ذاتا شايسته چنين جامعيّتى باشد ، حق تعالى است ، أمور ديگر با لذات چنين نيستند ، ما حصر را بر همين استحقاق واولويّت حمل مىكنيم .
در بارهء فايدهء دعا ودليل مقبوليّت آن ، در ذهن بعضي افراد شبههاى ايجاد شده كه ذيلا به رفع آن شبه پرداخته ابتدأ أصل شبهه را توضيح مىدهيم . گفتهاند :
براي خداوند به أجابت رسيدن دعا ونرسيدن آن معلوم وآشكار است با توجّه به اين حقيقت فايدهاى بر دعا كردن مترتّب نيست ، زيرا آنچه وقوعش مقرر باشد حتما انجام مىشود وآنچه عدم انجامش مقرّر باشد حتما انجام نمىشود .
در پاسخ اين توهّم ويا شبهه مىگوييم : هر چيزى كه وجود يابد يا از بين برود داير مدار شرايط واسبابى است كه امكان ويا عدم امكان آن را ايجاب مىكند ؛ وبدون آن أسباب وشرايط تحقّق پيدا نمىكند . با توجّه به اين موضوع دعا جزو أموري است كه ما از خداوند طلب مىكنيم . نتيجة تحقّق يافتن متعلّق دعا ويا عدم آن كه همان أسباب وعلل أول باشند ، هر چند براي خداوند معلوم است امّا خداوند ، خود رابط ميان سبب ومسبّب را مقدّر كرده وسبب وجود شيء را دعا قرار داده ، چنان كه سبب بهبود يافتن بيمار را ، دوا ، قرار داده ، واگر مريض دوا نخورد خوب نمىشود . سبب أجابت دعا به گفتهء دانشمندان ، فرآهم ساختن
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 261
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٢٦١