تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
كشيده مىشوى . شدايد زيادى را خواهى ديد ومتحمل سختيهاى فراوان خواهى شد . به يقين مىدانم كه هيچ ستمگرى بر تو قصد بدى را نخواهد كرد جز اين كه خداوند أو را دچار گرفتارى كند ويا قاتلي را بر أو بگمارد . »

[ شرح ]

( 9317 - 9281 ) مخاطب حضرت در اين سخن شهر كوفه است ، لفظ « بك » خبر است براي « كأنّ » كلمات : تمدّين ، تعركين ، تركبين بنا بر اين كه در جمله معناى حال دارند منصوبند . معناى ضمني خطاب امام ( ع ) چنين است ، گويا من حاضرم وآينده تو را اى شهر كوفه در حالي كه دست ستمگران به سوى تو به أنواع ستم گشوده شده است مىبينم ، لفظ « مدّ » به معناى كشيدن كناية از همين مفهوم است گستردگى ستم ستمگران را تشبيه كرده ، به چرم در حالي كه كشيده شود . وجه مشابهت ، شدت وقوع ظلم ، ستم بلا ومصيبت است چنان كه پوست دبّاغى محكم . نهايت امتداد وكشش را تحمّل مىكند . حضرت لفظ « عرك » به معنى خوب مالش دادن است را به مناسبت همين تشبيه بكار برده است ولفظ « ركوب » از جهت شقاوت وسخت‌گيرى سواران متجاوز ، به كار رفته است . واژهء « زلازل » براي بيان تشبيه ستمهايى است كه واقع مىشود وحال ساكنان زمين را مضطرب وهراسناك مىسازد . امام ( ع ) بعد از بيان حال شهر كوفه ، نگاه دوّمى به افراد ستمگر ، كه داراى مقاصد سوء وهدفهاى بد مىباشند واز ناحيهء آن افراد بلاهايى به وقوع مىپيوندد ، افكنده ، مىفرمايند : آنها جبّارانى هستند كه خداوند برخى را به گرفتارى درونى خودشان دچار مىكند كه نتوانند سوء نيّت‌شان را عمل كنند ، ويا تصميم به خراب كردن جايى بگيرند . وبرخى ديگر به دست قاتلينى گرفتار گرديده كشته مىشوند . مصيبتهايى كه مردم كوفه بدانها گرفتار شدند ، وسختيهايى كه آنان را
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 265 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم