تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
قُلْ يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى
« 6 » آيهء كريمه بر پرده‌پوشى گسترده وگذشت زياد وآمرزش گناهان گواهى مىدهد ، تا آنها كه خردشان به دست شيطان سپرده شده ، وإبليس آنها را به هلاكت افكنده ، وآنان نيز تسليم شده واز مقاومت در برابر شيطان درمانده شده‌اند با وجودي كه مىتوانستند به حق متعال متوسّل شوند . ولى پناه بردن به خداوند را جدّى نگرفتند ودر برابر خواهشهاى نفساني شكست خوردند . مأيوس نشوند هر چند آمرزش خداوند به نسبت توجّه وتوسل افراد فرق مىكند ، لكن آمرزش وعفو خداوندى عموميّت دارد . هر خردى اين حقيقت را تأييد وبدرستى آن گواهى داده ، حكم مىكند ، زيرا هر انساني كه توجّه به خداوند داشته باشد ، اميد خلاصي وبخشش را دارد ، گر چه رهايى يافتن گنهكاران از عذاب خداوند ، مطابق دلايلى كه در جاى خود بطور كامل نقل شده است ، بعيد به نظر مىرسد . امّا همين كه فرموده ، از رحمت خداوند نااميد نشويد ، موجب پذيرش نيكى ومستلزم ثنا وسپاس مىشود . ( 9125 - 9121 )

امام ( ع ) بويژگى چهارم خداوند بدين بيان « ولا مستنكف عن عبادته » اشاره فرموده

كه دقيقا مفهوم آيات كريمه لا يَسْتَنْكِفُون عَنْ عِبادَتِهِ وَلا يَسْتَكْبِرُونَ ؛ و
لَنْ يَسْتَنْكِفَ الْمَسِيحُ أَنْ يَكُونَ عَبْداً لِلَّهِ وَلَا الْمَلائِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ
« 7 » است . اين مضمون كه از بندگى خداوند ، خوددارى نمىشود ؛ گواه بزرگى بر عظمت أو بوده ، وصرفا شايستگى حق متعال را اثبات مىكند ؛ زيرا تنها خداست كه داراى كمالات مطلق است وهيچ جهت نقصى در ذاتش قابل تصوّر نيست ، تا سبب خوددارى از پرستش وى شود ويا خود بزرگ‌بينى را در برابر
هامش
( 6 ) سورهء زمر ( 39 ) آية ( 53 ) : اى بندگان من كساني كه در بارهء خود اسراف ورزيده‌ايد از بخشش خداوند نااميد نگرديد . ( 7 ) سورهء نساء ( 4 ) آية ( 172 ) : هرگز مسيح وفرشتگان مقرب از بندهء خدا بودن ابا واستنكاف ندارند .
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 254 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم