حكيم درك مىكند ومىداند كه هيچ چيز خالى از مصلحت وحكمت نيست ؛ بنا بر اين استنباط مىكند ، كه خداوند هر چيزى را براي مصلحتى خاص ايجاد كرده ، وبدين منظور از وى پيمان عبادت وپرستش گرفته شده است . تا به بارگاه اصلى ومبدأ آغازين كه همانا ثبوت توحيد وستايش مطلق است جذب شود واز آتش فروزان ، وجهنّمى سوزان در أمان بماند ؛ ومصداق
وَما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا
« 3 » جلوهگر شود . بدين لحاظ از روح ورحمت حق بهنگام نزول أمور واجبه ، از چيزهايى كه شر وبدى محسوب مىگردند مأيوس نمىشود ، بلكه به اميدوارىاش مطمئنتر گشته وقلبش به دريافت توجّهات حق تعالى وابستهتر مىشود ، زيرا جز كساني كه قوهء بينائى دلشان را از دست دادهاند واسرار خداوندى را درك نمىكنند ، نااميد نمىگردند . آرى آنان در ستمگريشان مدهوشاند وهمانها زيان كارانند .
( 9115 - 9111 )
امام ( ع ) با عبارت : « ولا مخلوّا من نعمته » به حالت دوّم اشاره فرموده ،
وتفسيري نيز بر آية كريمه
« وَما بِكُمْ مِنْ نِعْمَةٍ »
« 4 » مىباشد . جريان نعمت خداوند ، به دليل توانايىاش ، هميشگى است ، زيرا نياز وجودي خلق بخالق وقدرت نامتناهى أو ، فيضان بخشش را ايجاب مىكند . واين فيض دائمي - بزبان حال يا قال - مستلزم ستايش مطلق وشكرگزارى مدام مىشود . قرآن بحق ناطق مىگويد :
تُسَبِّحُ لَهُ السَّماواتُ السَّبْعُ وَالْأَرْضُ وَمَنْ فِيهِنَّ وَإِنْ مِنْ
« 5 »
( 9120 - 9116 )
بويژگى سوّم خداوند با عبارت « ولا مأيوس من مغفرته » اشاره فرمودهاند .
همان حقيقتي كه در آية كريمه چنين آمده است .
قُلْ يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى
هامش
( 3 ) سوره ذاريات ( 51 ) آية ( 56 ) : جن وانس را نيافريدم مگر براي اين كه مرا به يكتايى پرستش كنند .
( 4 ) سوره نحل ( 16 ) آية ( 53 ) : هر نعمتي كه داريد همه از خداست .
( 5 ) سوره بني إسرائيل ( 17 ) آية ( 44 ) : موجودى نيست جز اين كه ذكرش تسبيح حضرت اوست لكن شما تسبيح آنها را نمىفهميد .